در فلسفه و فرهنگ

محمدعلی رجایی بروجنی

جنگ ها، حمله ها واقدامات نظامی ایالات متحده آمریکا،علیه کشور های مختلف جهان

شما از کدام آمریکا دفاع می‌کنید؟ (قسمت سوم)

جنگ‌ها،حمله‌ها واقدامات نظامی ایالات متحده آمریکا،علیه کشور‌‌های مختلف جهان به عنوان  اقداماتی  بشر دوستانه و در دفاع از مردم این کشور‌ها معرفی و قلمداد میشود. این ایده که سربازان آمریکایی سفیران آزادی وپیشبرندگان دموکراسی در جهان هستند، بتدریج و تکرار بیش از حد به ادبیات ثابت رسانه‌‌های آمریکایی تبدیل  شده است. در مقابل مخالفان این حمله‌‌های نظامی را گامی دیگر از سیاست خارجی و نظامی همیشه توسعه طلبانه‌ ایالات متحده آمریکا می‌دانند. ایالات متحده درسال 2013 با مبلغ 682 میلیارد دلار بودجه و هزینه نظامی یعنی 39 درصد از مجموع 14640میلیارد دلار بودجه نظامی تمام 170 کشور جهان با فاصله بسیار زیاد رتبه اول، بودجه و هزینه نظامیگری، تجاوز و میلیتاریسم در جهان را دراختیار دارد.

 این رقم درسطح بی‌سابقه‌ای بالاست به‌طوریکه هزینه های نظامی آمریکا همچنان از هزینه های نظامی این کشور در طول جنگ سرد و همینطور از سال 2001 میلادی یعنی درست پیش از حادثه 11 سپتامبر، بسیار بیشتر است. مسلما این بودجه‌ها و هزینه‌های سرسام آور برای اقدامات بشر دوستانه یا برای آزادی ودموکراسی نیست. در اینجا فقط برای یادآوری ونه بررسی موضوع به طور مختصر و فهرست وار موارد شاخص جنگ‌‌ها وتجاوزهای علنی آمریکا با هزینه ونیرو‌های نظامی خود که نه برای دفاع، نه برای آزادی ودموکراسی بلکه برای اهداف سلطه جویانه سیاسی و اقتصادی می‌پردازیم.

جیمی کارتر رئیس جمهور اسبق آمریکا اخیرا در مصاحبه ای در پاسخ به خبرنگار مجله تایم که میپرسد: "شما هفته گذشته گفتید آمریکا بزرگترین کشور جنگ افروز جهان است."  جیمی کارتر میگوید: "بله ، من این حرف را گفته ام.  آمریکا جنگ افروزترین کشور جهان است. شما به سوابق آمریکا توجه کنید. از زمانی که سازمان ملل متحد پس از جنگ جهانی دوم شکل گرفت، آمریکا به طور مداوم در جایی در حال جنگ بوده است. آمریکا مسئول آغاز درگیری های مسلحانه در حدود 30 کشور جهان بوده است."

فیلیپین

درابتدای قرن بیستم میلادی در سال‏ 1899 میلادی آمریکا در فیلیپین وارد جنگ با کشور اسپانیا گردید واین مجمع الجزایر را از اسپانیا گرفت. مردم فیلیپین کماکان به شورش مسلحانه ی خود برای یافتن استقلال را که بر علیه اسپانیا آغاز کرده بودند بر علیه ایالات متحده آمریکا، ادامه دادند. دولت آمریکا در طول سال‌‌های 1899 تا 1902 میلادی،این حرکت را با قساوت بسیار سرکوب و استقلال طلبان را قلع و قمع کرد و رهبر آنان امیلیو آگوینالدو-را نیز دستگیر نمود.

چین

آمریکا، همراه با هشت کشور انگلستان، روسیه،اتریش، ایتالیا، فرانسه، آلمان و ژاپن هم زمان با شورش مشت‌زن‌ها که با نام‌‌های قیام بوکسورها و جنبش ایهتوان شناخته می‌شود حمله به چینی‌ها آغازکرد ودر 14 اگوست 1900 پکن را فتح کرد و رقابت عجیب کشور‌های حاضر در اتحاد هشت گانه برای رسیدن به منطقه سفارتخانه‌ها با پیروزی نیرو‌های انگلیسی به پایان رسید؛ برافراشتن پرچم آمریکا بر فراز دیوار‌های دفاعی شهر پکن به تصویری نمادین از شورش مشت‌زن‌ها تبدیل شده‌است.

نیکاراگوئه

در سال 1912 ایالات متحده آمریکا برای جلوگیری از ساخته شدن کانال نیکاراگوئه به دست سایر کشورها نیکاراگوئه را اشغال نمود و به سرکوب چریک‌های استقلال طلب نیکاراگوئه به رهبری آگوستو ساندینو پرداخت.این نبرد سرآغاز جنگ‌‌های ایالات متحده آمریکا در آمریکای جنوبی و مرکزی که به جنگ موز معروف شد، بود.

هائیتی

بین سال‌های 1911 تا 1915 کشور‌هائیتی درگیر شورش‌ها و تحولات خونین نظامی بسیاری بود؛ به گونه ای که در عرض چهار سال 6 رئیس جمهور کشته و تبعید شدند؛ سرانجام در بیست و هشت ژوئن 1915 ویلسون رئیس جمهور ایالات متحده دستور داد سربازان آمریکایی برای حفاظت از منافع شرکت‌‌های آمریکایی، وارد خاک‌هائیتی شوند.ایالات متحده در این زمان به ویژه از نقش بالای شرکت‌های آلمانی(سهم بیشتری از اقتصاد‌هائیتی را در اختیار داشتند) در تحولات‌هائیتی نگران بود.این نخستین جنگ ایالات متحده آمریکا بود که در تبلیغات رسمی برای آن اهداف بشر دوستانه ذکر شد.

مکزیک

در سال 1915 پانچو ویلا، رهبر انقلابی مکزیک و فرمانده ارتش انقلابی شمال که به همراه امیلیانو زاپاتا (رهبر ارتش جنوب) از سرشناس ترین انقلابیون مکزیک شناخته می‌شد در حمله ای به قصد تادیب یک دلال اسلحه وارد خاک آمریکا شد و هجده آمریکایی طی این حمله به قتل رسیدند .متعاقب این حمله ویلسون رئیس جمهور ایالات متحه آمریکا دستور حمله به مکزیک را صادر نمود؛ عملیاتی که به «ویلا یک شکار خاموش» مشهور شد.

دومنیکن

در سال 1916، پس از آنکه دزدریو آریاس وزیر دفاع جمهوری دومنیکن، خوان پریرا رئیس جمهور این کشور را برکنار کرد. نیروی دریایی آمریکا به فرماندهی دریادار ویلیام کاپرتون، به بهانه این برکناری هماهنگ نشده وخلاف سیاست های آمریکا، بمباران سانتا دومینکو پایتخت جمهوری دومینیکن را آغاز کرد . سه روز پس از ترک کشور توسط آریاس نیرو‌های ایالات متحده وارد پایتخت شدند و کنترل کشور را در دست گرفتند.

جنگ جهانی اول

ششم آوریل 1917 پس از اینکه آلمانی‌ها هفت کشتی آمریکایی را غرق کردند؛ رئیس جمهور ویلسون که هوادارانش او را با شعارِ «او ما را بیرون جنگ نگه داشته» برای دومین بار پیاپی رئیس جمهور کرده بودند از کنگره اجازه ورود ایالات متحده آمریکا به جنگ جهانی اول را دریافت کرد.

در طی جنگ جهانی اول ایالات متحده آمریکا متحمل 36هزار کشته شد؛ این رقم در مقایسه با کشور‌های اروپایی (بیش از 6 میلیون کشته روسی، 3 میلیون کشته انگلیسی یا هفت میلیون کشته آلمانی) ناچیز بود.

جنگ دوم جهانی

هیتلر سال 1925 در کتابش به نام «نبرد من» اعلام کرد که باید در فکر «فضایی برای حفظ موجودیت نژاد ژرمن» بود و باید برای این مهم «به شرق نگریست». او سپس برای به دست آوردن بازار‌های جدید برای محصولات آلمانی مسئلهٔ نابودی «یهودیت – بلشویسم» را مطرح نمود. این کار باعث شد که شرکت‌ها و کارخانه‌‌های بزرگ آلمانی از قبیل زیمنس، بایر، کروپ یا بُوش که از نظرات هیتلر پشتیبانی کردند،

گاردین سال 2014 اعلام کرد:  مجموعه ازاسناد، فایل ها، مقالات هریمن در کتابخانه کنگره در واشنگتن و سازمان اسناد ملی در دانشگاه مریلند نشان می دهد که پرسکات بوش یکی از مدیران بانکی آمریکا با سازماندهندگان وحامیان مالی آلمان  نازی شریک بود. او با شرکت درکارها ومعاملات مشکوک وغیرقانونی با حامیان هیتلر موجب به قدرت رسیدن هیتلر و تامین مالی نازیسم شد. او از این راه سود فراوان برد و ثروت  کلان خانواده بوش حاصل شد. پرسکات بوش  بانکدار، مدیر و سهامدار اتحادیه کورپوراسیون بانکداری آمریکا که  از سال 1952 تا ژانویه 1963. سناتور ایالت  کانکتیکات شد.

اسناد نشان می دهد که پرسکات بوش یکی از مدیران شرکت  (براون-برادرز-هاریمن  (BBH) ) بود که به عنوان یک پایگاه آمریکایی برای شرکت فریتز تیسن،  تامین مالی هیتلر را به عهده داشت. تاکنون اندکی از اسناد و مدارک مربوط به  معاملات بوش با آلمان تاکنون افشا شده است.  پرسکات بوش مدیر مستقر در نیویورک «اتحادیه کورپوراسیون بانکداری» (UBC) که منافع تیسن  بزرگترین شرکت فولاد و زغال سنگ آلمان  در آمریکارانمایندگی میکرد و در هیئت مدیره این شرکت چند ملیتی  به شرکت تیسن اجازه انتقال ارز ودارایی  در سراسر جهان می داد. روندی که حتی پس از ورود آمریکا به جنگ جهانی دوم همچنان  ادامه یافت.

بانکداران و شرکت های چند ملیتی صندوق‌‌های نازیسم را پر از پول و امکانات کردند.  همچنین کارفرمای فولادسازی تیسن 100 هزار مارک طلا به نازی‌ها داد و هیتلر سال 1933 به قدرت رسید. ورث در کتابی که سال 1964 به نام (روسیه در جنگ، از استالینگراد تا برلین)، منتشر نمود، چنین نوشت: "مبارزه با بلشویسم جهانی هدف اصلی سیاست آلمان بود.» هیتلر سال 1939 به تاریخدانی به نام کارل بورکهاردت گفت: «هر چه من در نظر دارم برضد شوروی است. اگر غرب آن قدر احمق است تا این موضوع را بفهمد، من مجبورم با روس‌ها سازش کنم تا غرب را به صورت نظامی شکست دهم و سپس تجدید قوا کرده و اتحاد شوروی را نابود نمایم."  عملاً غرب در سال 1940 از پای درآمد و هیتلر یک سال بعد علیه شوروی وارد عمل شد.

دولت آمریکا و صاحبان صنایع چرخ صنایع خود را در جاده تولید صنایع نظامی به حرکت درآوردند، به طوری که در طول جنگ دوم جهانی در اروپا، مصرف سلاح‌‌های آمریکایی مانند هواپیما، کشتی جنگی و تجارتی، توپ و تانک در جنگ باعث رونق صنایع و اقتصاد آمریکا شد. دولت روزولت رئیس جمهور آمریکا که در ابتدای جنگ اعلان بی طرفی کرده بود در پی حمله ژاپن که متحد آلمان بود، به بندر «پرل‌هاربور» در‌هاوایی و خسارت دیدن سنگین نیروی دریایی آمریکا مستقر در این جزیره، باعث شد که آمریکا در دسامبر 1941 به ژاپن اعلان جنگ دهد ولی خیلی دیر در سال آخر جنگ، در 6 ژوئن 1944 نیرو‌های متفقین مرکب از ارتش‌‌های کشور‌های انگلستان  کانادا و ایالات متحده آمریکا به اتفاق واحد‌هایی از ارتش فرانسه آزاد عملیات پیاده شدن در ساحل نرماندی(ساحل کانال مانش) را آغاز کردند.جنگ با تسخیر برلین توسط ارتش سرخ، خودکشی آدولف هیتلر و تسلیم آلمان نازی در ۸ مه، 1945 پایان یافت،

چند سال پس از پیروزی ارتش سرخ بر آلمان هیتلری جنبش‌‌های ر‌هایی‌بخش ملی شکل گرفتند و یکی پس از دیگر بر استعمارگران پیروز شدند.نویسنده آمریکایی ارنست همینگوی پس از پیروزی شوروی بر آلمان هیتلری در جنگ جهانی دوم نوشت: "هر انسانی که آزادی را دوست دارد بیش از طول عمرش به ارتش سرخ واتحاد جماهیر شوروی سپاسگزاری بدهکار است." ارتش سرخ موفق گردید که ۶۰۷ لشکر از ۷۸۳ لشکر هیتلری را در تمام جبهه‌‌های جنگ نابود نماید.

هیروشیما و ناکازاکی

سه ماه پش از تسلیم آلمان رئیس جمهور آمریکا، برای تسلط بر منطقه اقیانوس آرام تسلیم بی هزینه ژاپن ونمایش قدرت به ارتش سرخ و بقیه متحدین خود غیرانسانى ترین دستور تاریخ را شخصا صادر کرد. «بمباران اتمى»

ساعت 8 صبح روز 6 اوت 1945 ، پل تى بتز خلبان هواپیماى غول پیکر بى - 29 آمریکا بر روى هیروشیما (شهر صنعتى و پرجمعیت ژاپن) قرار گرفت و با دستور فرمانده خود بمب اتمى را بر روى این شهر رها مى کند. بمب مذکور در ارتفاع 600 مترى ازسطح زمین منفجر شده و کوره آتشینى با سرعت 1200 کیلومتر در ساعت شهر را در چند دقیقه با خاك یکسان مى کند و در 9 اوت با انفجار دومین بمب اتمى در شهر ناکازاکى ژاپن فرود میآید که هنوز عواقب این انفجار‌ها گریبان مردم ژاپن را رها نکرده است و این جنایت منحصر به فرد جنگی در حالی اتفاق افتاد که از تسلیم آلمان وپایان جنگ سه ماه گذشته بود.

کره

بلافاصله پس از پایان جنگ جهانی دوم جنگ کره آغاز شد  شبه جزیره ازسال 1945 به دو قسمت شمالى (تحت رهبری کیم ایل سونگ وکمونیست‌ها بود و جنوبى تحت سیطره آمریکا) تقسیم شده بود. اما سیاستمداران قسمت شمال در پی اتحاد ویکی کردن دومنطقه شمال وجنوب برآمدند. هفت لشکر کره شمالى در 25 ژوئن 1950 با عبور از مدار 38 درجه نیروهاى ضعیف و پراکنده ى کره جنوبى را از هم پاشیده و به سرعت مسیر پایتخت کره جنوبى یعنى سئول را پى گرفتند. .

علیرغم بمباران آمریکایى‌ها از ارتفاع بالا با هواپیماهاى سریع و غیر قابل رهگیرى سئول، پایتخت کره جنوبى، سقوط کرد و ظرف 10 روز کل کره جنوبى به جز بندر پوسان به اشغال شمالى‌ها درآمد در بهار 1952 آمریکا سعى کرد با بمباران‌هاى شدید کره را مجبور به قبول آتش بس و عقب نشینی کند. شبکه‌هاى راه آهن، نیروگاه‌ها، پل‌ها، خطوط تدارکاتى کاملا منهدم شدند و کارى از جنگنده‌هاى شمالى نیز ساخته نبود چرا که مستشاران روس نیز تحت فشار بین المللى قبلا از کره شمالى رفته بودند. آمریکا زمانى که مقاومت کره شمالى را دید در ماه مه 1953 با حمله به سدهاى این کشور دست به اقدامى زد کهبه نوعى جنایت جنگى بود چرا که با از بین بردن سدهاى مذکور عملا تلاش یک سال مردم این کشور در کاشت محصول برنج، که غذاى اصلى آن‌ها بود، از بین رفت مضافا آن که جاده‌ها، روستاها و ارتباطات، زمینى آن‌ها نیز کلا قطع شد

در این جنگ نزدیک به صد هزار نفر ازنیرو‌های شمال کشته شد و سر انجام در 27 ژوئیه تن به آتش بس داده و مجبور به عقب نشینی به مدار 38 درجه شدند.

ویتنام

در دسامبر1945 ویتنام رسما اعلام استقلال کرد و از آن پس نوبت ویتنامی‌ها شد که با مهاجمان فرانسوى و آمریکایى . در ابتدا فرانسوى‌ها به مدت « 10 هزار روز» بجنگند واین ابتدای ورود آمریکا به منجلاب دیگری شد که بمدت 20 سال آبرو و حیثیت، جان 57 هزار سرباز و سلامتى 300هزار سرباز دیگر را براى آن به هدر داد و برای مردم ویتنام 5/2 میلیون کشته ببار آورد آمریکا بین سال‌هاى 1955 تا 1960 یک میلیارد دلار کمک و صدها کارشناس نظامى به ویتنام جنوبى اعزام کرد اما این اقداما فاید ه اى نداشت و در 1960 ، کنترل 80 درصد روستاهاى ویتنام جنوبى به دست ویت کنگ‌ها  افتاد تنها کارت برنده ى آمریکا نیروى هوایى بود. کسى نمى داند آمریکا در جنگ ویتنام از چه تعداد هواپیما استفاده کرد.

برخى مانند جان گرنویل نویسنده تاریخ جهان در قرن بیستم معتقدند بمب‌‌هایى که آمریکا علیه شهرهاى شمالى به کار برد بیش از کل بمباران‌هاى جنگ دوم جهانى بود.آمریکا تنها در سال‌هاى 1965 تا 1968 با 107 هزار حمله (سورتى پرواز) 6/2 میلیون تن بمب بر سر مردم ویتنام شمالى ریختند. کارشناسان نظامی  حجم این بمباران‌ها را چیزى در حدود 7 میلیون تن (معادل 50 برابر بمب هیروشیما) مىدانند.در 1974 هنگامى که آمریکا دیگر نتوانست این جنگ کثیف را ادامه دهد  نیروی خود را از منطقه خارج کرد. ارتش وابسته جنوب کاملا از هم پاشید و صدها هزار ویت کنگ در کنار ارتش یک میلیون نفرى شمال به تدریج تمام شهرها را در جنوب فتح کرده و در 30 آوریل 1975 سایگون نیز سقوط کرد.

کوبا

در 1959  مردم کوبا به رهبرى کمونیست‌ها و فیدل کاسترو حکومت فاسد ومستبد(باتیستا) را سرنگون کردند. این وضعیت براى ایالات متحده قابل تحمل نبود بنابراین در اواخر سال 1960 دولت کندى تصمیم گرفت با کمک نیروهاى طرفدارحمله به سواحل کوبا را ترتیب دهد. CIA رهبر قبلى کوبا (باتیستا) و عوامل این نیروها حدود 6 ماه در گواتمالا آموزش جنگ‌هاى چریکى دیده و به تدریج آماده اجراى یک جنگ کلاسیک شدند در حالى که در11 آوریل 1961 بالغ بر 5 هزار نفر مى‌شدند به همراه 7 کشتى کوچک ازگواتمالا و لویزیاناى آمریکا عازم خلیج خوك‌ها در کوبا شدند .

بلافاصله هشت هواپیماى بزرگ بى - 26 آمریکایى نیز با خدمه ى کوبایى (مخالفان فیدل کاسترو) از نیکاراگوئه به پرواز درآمده و سه فرودگاه اصلى کوبا را بمباران کردند. انقلابیون با حمله ى متقابل مهاجمان را عقب راندند. جنگ خلیج خوك‌ها در 17 آوریل به پایان رسید در حالى که 300 کشته و 1113 اسیر براى مهاجمان در برداشت.جنگ خلیج خوك‌ها جنگى کوتاه و کوچک محسوب مى شود اما بى تردید اثر سیاسى آن بسیار زیاد بود.

این تنها لیستی فهرست وار از تجاوز کاری‌‌های علنی ورسمی با نیرو‌های نظامی مربوط به قرن بیستم است. اینجا به مسائل قبلی مانند مسئله قتل عام و نسل کشی پنج قرنی سرخپوستان، جنایت های جنگهای داخلی آمریکا، خرید وفروش سیاه پوستان و لینچ دسته جمعی آنها، بی قانونی و بی حقوقی زنان و کودکان و...  نپرداخته ایم.حمایت و تجهیز اسلحه برای دیگر کشور‌‌های استعمارگر و همچنین توطئه‌ها و حمایت‌‌های آشکارو پنهان ازحکومت‌‌های استبدادی وضد مردمی و کودتا‌ها و سرکوب‌‌های داخلی مانند کودتای ژنرال سوهارتو علیه دولت مردمی دکتراحمد سوکارنو و کشتار خونین متعاقب آن، کودتا علیه دکتر آربنز در گواتمالا، کودتا علیه حکومت ملی دکتر محمد مصدق در ایران، کودتاعلیه دکتر سالوادور آلنده در شیلی و.... نیاز به بررسی و پژوهش بیشتر، کتاب‌ها و مقاله‌‌های  مفصل دیگر دارد.

افغانستان

در دهه ى 80 میلادی آمریکا، اروپا، پاکستان و اعراب در اتحادى نانوشته تصمیم گرفتند  تا از ساختار سیاسی-مذهبی-قومی افغانستان برای جلوگیری از پیروزی کمونیست‌ها ومتحدشان یعنی  شوروی حمایت کنند. در اینجا با حمایت مالی ونظامی گسترده، تجهیز طلاب علوم دینی، تشکیل و تجهیز گروه‌‌های جنگنده بومی موفق شدند، به قیمت نابودی چند نسل، ویرانی ‌های بسیار که هنوز هم جنگ وناامنی کم وبش ادامه دارد. حکومت و سیستم متمایل به سوسیالیسم و طرفدار شوروی را شکست داده و شکست خود در ویتنام را به نوعی جبران کنند. در همین میدان بود که جنگ با دست دیگران، سوء استفاده از هویت‌‌های دیگر و به جان هم انداختن گروه‌ها و اقوام مختلف را به خوبی آموختند و تجارب حاصل از آن را در یوگسلاوی، لیبی و عراق و سوریه به کار گرفتند.

اعراب و اسرائیل

در جنگ‌های اسرائیل علیه کشور‌های عربی منطقه  ومردم بی دفاع فلسطین آمریکا  حمایت کننده وتجهیز کننده اصلی بوده وهست. حکومت اسرائیل نه به عنوان حاکمیت  یک کشور مستقل بلکه به مثابه ایالتی از ایالات متحده آمریکا ودست نشانده او وبا هزینه او در منطقه عمل میکند.

هند و پاکستان

در جنگ پاکستان علیه هند وکشمیر نیز آمریکا حمایت کننده اصلی است. هم چنین در بسیاری از کودتاها وجنگ‌‌های داخلی در سراسر جهان طراح وبرنامه ریز اصلی جنگ  کمپانی‌های اسلحه سازی، سازمان‌‌های امنیتی و نظامیان جنگ طلب در پنتاگون  آمریکاست.

ایران

در مورد طراحی آمریکا در حمله به آذربایجان ایران ارتشبد فردوست می‌نویسد: "با طرح آمریکایی‌هاقرار شد که محمد رضا با ارتش به آذربایجان حمله کند....در روز دوم حمله  در کنار خیابان جسد اعدام شده‌ها زیاد دیده می‌شد." (فردوست خاطرات ص150-151) هانری والاس که معاون ریاست جمهوری فرانکلین روزولت وچند دوره وزیر بود نیز در انتقاد ازسیاست‌های راست روانه هاری ترومن مطالب زیادی دارد از جمله این که می‌گوید: "من شرم دارم از این که بگویم نیروهای پلیس ایران در عملیات خود علیه مردم ایران زیر فرمان سرتیپ شوارتسکوف، آمریکایی بوده اند. به رهبری این شخص و به فرمان جورج آلن سفیر آمریکا در ایران بزرگ ترین حزب اپوزیسیون ایرانی غیرقانونی اعلام شده و رهبران اتحادیه‌های کشور به زندان تسلیم گردیده و جمع کثیری اعدام شده اند و هزاران خانواده به زور و قهر به زندان و بازداشتگاه‌ها فرستاده شده اند." (بیست و یکم آذر ماه 1325 بهرام رحمانی) ویلیام داگلاس، قاضی دیوان عالی  آمریکا بود نیز در باره حمله ارتش به آذربایجان ایران می‌نویسد در روز 21 آذر ماه 1325شمسی، ارتش شاهنشاهی [با طراحی آمریکا] با رعب و وحشت و کشتار بی سابقه ای وارد تبریز شد و حکومت خود مختارمحلی سقوط نمود.

تصمیم گیری، طراحی، برنامه ریزی واجرای کودتای 28 مرداد 1332 علیه حکومت قانونی دکتر محمد مصدق ونیروهای ملی ومردمی به نفع شاه واستحکام رژیم سلطنتی در جهت تامین منافع بریتانیا و وکنسرسیوم غارت‌گرنفت مرکب ازشرکت های انگلیسی، آمریکایی و هلندی که آمریکا و سازمان سیا و عواملش در ایران همچنین عوامل بازمانده فاشیست‌ها نقش تعیین کننده در آن داشتند، نیاز به بررسی مستقل و جداگانه دارد.

اما انقلاب اسلامى ایران در 22 بهمن 1357 سبب تزلزل استراتژى دفاعى ایالات متحده آمریکا در منطقه ى خاورمیانه و آسیاى غربى شد چرا که ایران در کنار ترکیه در حقیقت ادامه جناح جنوبى ناتو در برابر اتحاد  شوروى بودند که اکنون به طرز نگران کننده اى پس از اشغال افغانستان به خلیج فارس و دریاى عمان نزدیک شده بود. این براى آمریکا قابل تحمل نبود بنابراین از اواخر 1358 صدام حسین، رئیس جمهور عراق، چراغ سبز براى حمله به ایران را از سوى آمریکا دریافت کرد. جنگ هشت ساله ای را به کمک غرب واعراب بر ایران تحمیل کرد که در نتیجه سیاسی آن تلف کردن استعداد و توان دو کشور قوی منطقه که دیگرعضو پیمان سنتو و متحد ناتو  نبودند و منحرف کردن سمت و سُو و جهت گیری انقلابی آن‌ها بود.

عراق

دو سال پس از پایان جنگ ایران و عراق در مرداد سال 1367  عراق با چراغ سبزسفیر آمریکا دربغداد  به کویت حمله کرد وبهانه خوبی برای لشکر کشی مداخله هر چه بیشتر آمریکا در منطقه فراهم کرد. صدام با این حمله ابلهانه خود اجازه داد تا در ژانویه 1991 ، 500هزار سرباز آمریکایى، 36 هزار سرباز انگلیسى، 150 هزار سرباز شوراى همکارى خلیج ، فارس، 19 هزار سرباز فرانسوى، 20 هزار سرباز مصرى و 30 هزار سرباز از کشورهاى دیگر در منطقه وعمدتا درعربستان مستقر شوند.

در 17 ژانویه 1991 ؛  هواپیماهاى آمریکایی با 1800حمله در روز دست به عظیم ترین حمله هوایى نیمه دوم قرن بیستم زدند ده‌ها هزار سرباز ومردم بیگناه عراقی کشته شدند هزاران تانک و توپ و هواپیما از بین رفت. سرانجام پس از روزصدام حسین شکست راقبول کرد واز کویت عقب نشست. آمریکا  در آستانه فروپاشی اتحادجماهیر شورروی؛ اقتدار خود را برای تحمیل نظم نوین جهانی ودر هم شکستن هر قدرت منطقه ای نشان داد.

قدرت تکنولوژى جدید جنگى در این نبرد خود را نشان داد و معلوم شد که طى سال‌هاى 1980 تا 1990 ، جمهورى خواهان آمریکا با صرف سالانه 300 تا 400 میلیارد دلار بودجه دفاعى بیکار نبوده اند چه سلاح‌هاى گران و پیشرفته اى را ساخته اند یا نبرد ازنظر نابرابرى تلفات حیرت آور است، 149 کشته  در بر 100 تا 150 هزار کشته عراق غیرقابل مقایسه است.

از منظرتحلیل روانشناسی تجاوز و ریشه های روانی جنگ افروزی، خودکامگی وفاشیسم، شاید لازم است، وجود تسلسل و تداوم خانوادگی وحضور افراد شرکت کننده با یک نسب در این نوع جنگ وتجاوزات مورد توجه، بررسی وپژوهشهای روان‌شناسانه قرار گیرد. چون جرج بوش رئیس جمهور آمریکا در این جنگ پسر پرسکات بوش بانکدار وسناتورمتحد هیتلر در جنگ جهانی دوم وفرمانده عملیات موسوم به طوفان صحرا ژنرال نورمن شوارتسکف پسر ژنرال شوارتسکف(پدر) رئیس مستشاری نظامی آمریکا ویکی سازماندندگان حمله به آذربایجان و مجریان کودتا ی 28 مرداد بود.(از کدام امریکا دفاع می‌کنید، قسمت اول) وپادشاه عربستان ومتحد نظامی آمریکا در این حمله وحمله دوم خلیج فارس "پسر ملک عبدالعزیز بنیانگذار عربستان سعودی وتامین کننده نفت برای هیتلر با  واسطه‌گری جان فیلبی جاسوس وزارت مستعمرات وعضو «حزب فاشیستی مردم بریتانیا»  مشاور ارشد ملک عبدالعزیز وشرکت های نفتی امریکایی به کمک آلن دالس (بعدا رئیس سیا) و ژنرال فرانکو بود...."( ماموران و کارگزاران انگلیسی موثر در تشکیل حکومت وهابی آل سعود http://maliradjaee.blogfa.com/post-64.aspx) اسف بار این که هردو ژنرال شوارتسکوف پدر و پسربه قتل عام تعداد زیادی از اسرای جنگی در آذربایجان ایران ودرعراق و کشتار آنها در حین فرار متهم شدند. چه خوش گفت فردوسی پاکزاد!  «پسر کوندارد نشان از پدر/ توبیگانه خوانش مخوانش پسر»

 آمریکا از اواخر دهه 90 به بهانه ى وجود سلاح‌هاى کشتار جمعى صدام حسین را شروع به تهدید کرد و این تهدید درژانویه 2003  به اوج خود رسید عراق به دلیل گرفتارى اقتصادى  ناشى از 12 سال تحریم اصلا اوضاع مناسبى نداشت.بیستم مارس 2003 برابر 29 اسفند1381 آمریکا حمله را با بمباران سنگین بغداد براى کشتن مقامات مهم نظامى و امنیتى عراق آغاز کرد. بمب‌هاى ده تنى و موشک‌هاى کروز در مقیاس گسترده علیه بغداد به کار گرفته شد و هم زمان نوزده شهر دیگر عراق زیر آتش هوایى و دریایى قرار گرفت.

کندولیزا رایس، مشاور امنیت ملى آمریکا، با رفتن به مسکو از رئیس جمهور روسیه خواست (البته به صورت محرمانه) تا سفارت روسیه در بغداد را تخلیه کرده و دیگر هیچ کمکى اطلاعاتى به عراقى‌ها نکند. هم زمان (آن گونه که بعدها ریچارد مایرز نیز اعتراف کرد) 40 فرمانده ارشد مورد وثوق شخص صدام توسط سیا و پنتاگون تهدید وتطمیع شدند و مدافعان بغداد وادار شدند تا طى یک دستور نظامى اسلحه را زمین بگذارند.این توافقات و خیانت‌ها در 8 آوریل منجر به بلادفاع گذاشته شدن بغداد، بصره و کربلا شد و پایتختى که گمان مى‌رفت مدفن ده‌هاهزار سرباز مهاجم باشد عملا بدون جنگ سقوط کرد.

لیبی

درحمله امپریالیستی به لیبی، مانند جنگ‌های خلیج فارس هدف اصلی از مداخله و جنگ عبارت بود از تسلط بر منابع نفتی لیبی که از وسیع ترین منابع نفتی آفریقا می‌باشد، و به نمایش گذاشتن قدرت امپریالیسم در سرکوب و منحرف ساختن جنبش‌‌های توده ای وساختار‌های مدنی و جماهیری قبل با استفاده از نیروها و گروه‌‌های تروریستی القاعده و سلفی سازماندهی شده است. کشف  نوع جدیدی از انقلابیگری کاذب ومحافظه کارانه که برای امپریالیسم و ارتجاع جهانی  فوق العاده ارزشمند و بسیارمفید و کارا بود.

جنگنده‌‌های فرانسوی حمله هوایی به لیبی را آغاز کردند.آمریکا هم با شلیک بیش از 100 موشک تام‌هاوک به اهدافی در لیبی، به طور رسمی جنگ علیه قذافی را شروع کرد. پس از گذشت 24 ساعت از آغاز این حملات، دریادار مایکل مولن رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا در گفتگو با شبکه ان بی‌سی آمریکا اعلام کرد که هدف از حمله به لیبی برکناری قذافی نیست ویلیام هیگ وزیر امور خارجه انگلیس هم گفت: "ما به دنبال تغییر نظام یا سرنگونی معمر قذافی نیستیم. ولی در عمل معلوم شد که همه دروغ گفته بودند.  آمریکا و کشور‌های اروپایی قیام مردم دراصلاح سیستم سیاسی لیبی را تبدیل به فرصتی برای ر‌هایی از دست قذافی و سپردن کار بدست نیرو‌های ارتجاعی داخلی و خارجی وسعی در تغییر  ساختار‌های ملی و اجتماعی لیبی کردند.

مدیریت عملیات نظامی علیه قذافی برعهده پیمان ناتو به فرماندهی سپهبد کانادایی چارلز بوچارد  قرار گرفت. بر این اساس دستورات مربوط به اجرای عملیات پرواز ممنوع از مرکز فرماندهی ناپل صادر می‌گردید و مدیریت پروازها و عملیات هوایی هم از پایگاه ازمیر ترکیه صورت می‌گرفت. به گفته وزارت دفاع آمریکا علاوه بر ایالات متحده که با بکارگیری تعداد 100 فروند هواپیمای نظامی در آسمان لیبی دست به عملیات تهاجمی می‌زد، 12 کشور از جمله فرانسه، انگلیس، کانادا، ایتالیا، اسپانیا، نروژ، دانمارک، هلند، یونان، ترکیه، قطر و امارات در عملیات ناتو شرکت کردند.در طول مدت دخالت ناتو در لیبی جنگنده‌‌های این پیمان حدود 20000 پرواز جنگی بر فراز لیبی انجام داده،  ساختار ارتش و قدرت نظامی لیبی را ازبین بردند و  قذافی را دستگیرکرده وکشتند.

پس از جنگ جهانی دوم، دادگاه نورمبرگ جنگ تجاوزکارانه را به عنوان «بالاترین جنایت بین المللی تعریف می‌کند و تفاوت آن با جنایت‌‌های دیگر در این است که علیه همه انجام می‌گیرد.»این بینش در سازمان ملل متحد تأیید شده بود و هر گونه « استفاده از تهدید یا استفاده از زور را علیه تمامیت ارضی و استقلال هر دولتی» را محکوم می‌کرد.

یوگسلاوی

پس از نسل كشی در روآندا، وعدم دخالت موثردولت‌‌های بزرگ برای توقف آن، رهبران جناح لیبرال درحزب دموكرات، كوشیدند كه ملاحظات و دخالت بشردوستانه را به یكی ازترم‌‌های سیاست خارجی تبدیل كنند. نخستین فرصت برای آنان در جنگ داخلی یوگسلاوی پدید آمد كه به دخالت ناتو یا بهتر بگوییم آمریكا، انجامید. رسانه‌های آمریكایی با هدف زمینه سازی برای دخالت آمریكا در بحران یوگسلاوی، دست به تبلیغات منفی گسترده درباره صرب‌ها و میلوسوویچ رییس جمهوری یوگسلاوی زدند. آن‌ها روش «روزنامه نگاری جانبدارانه» را در پیش گرفتند.  كه برخلاف اصل بیطرفی خبرنگاران و رسانه‌ها است. خبرها و گزارش‌هایی كه درباره جنگ داخلی در یوگسلاوی پخش می‌شد، یك سویه و برضد صرب‌ها بود. كار صرب‌ها زیر ذره بین می‌رفت و در بسیاری موارد رفتار‌های غیرانسانی دیگر گروه‌ها نادیده گرفته می‌شد. روشی که بسیار موثر واقع شد ودر جنگ‌‌های بعدی هم بخوبی نتیجه داد. و به طوری که بسادگی علیرغم اشکالات و انتقاداتی جدی که به سیستم‌‌های کشور‌های مورد حمله وجود دارد.

سوریه

در مورد جنگ سوریه سخنان برژینسکی دارای اهمیت بسیار است. او می‌گوید: "در پایان سال 2011، جنگ در سوریه همه گیر شد که توسط عربستان و قطر حمایت می‌شد. اوباما، ناگهان، بدون هیچ گونه آمادگی اعلام می‌کند که اسد باید برود. بعد در بهار2011، بر طبق یک گزارش افشاگرانه نیویورک تایمز در 24 مارس 2012 یعنی‌ سال انتخابات در آمریکا، سازمان سیا به مدیریت ژنرال دیوید پتراوس سعی‌ می‌کند که تلاش‌‌های عربستان و قطر را با تلاش‌‌های ترکیه پیوند بزند. آیا این یک موضع گیری استراتژیک بود؟ چرا ما ناگهان تصمیم گرفتیم که سوریه باید بی‌ ثبات شده و دولت آن سرنگون شود؟ آیا این را اصلاً به مردم آمریکا توضیح داده ایم؟"  

خوشبختانه در مورد، برنامه ریزی وتدارکات جنگ ویران ساز در سوریه برنامه ریزی و مقاصد آن شواهد ومدارک زیادی وجود دارد. بر اساس اسناد افشا شده توسط ویکی لیکس، در سال 2009 پس از آنکه بشاراسد طرح خط لوله قطر-ترکیه را رد کرد، سازمان سیا حمایت مالی از گروه‌‌های مخالف در سوریه را آغاز کرد. شایان ذکر است که این مساله پیش از قیام بهارعربی علیه اسد اتفاق افتاد.

رابرت اف کندی، وکیل دادگستری، برادرزاده جان اف کندی رئیس جمهور اسبق  نیز در مقاله‌ای که  در سایت پُلیتیکو منتشر شد، نوشته است آمریکا پس از آنکه بشاراسد از پروژه احداث خط لوله گاز دولت قطر حمایت نکرد، تصمیم به برکناری وی گرفت. وی در ادامه می‌نویسد که جنگ ما علیه بشار اسد ازاعتراضات صلح آمیز مردمی موسوم به بهار عربی در سال 2011 آغاز نشد بلکه از سال 2000 و هنگامی که قطر پیشنهاد احداث خط لوله 10 میلیارد دلاری به طول هزار و 500 کیلومتر را از قطر، عربستان سعودی، اردن، سوریه و ترکیه مطرح کرد، آغاز شد.

خط لوله مشترک قطر- ترکیه سلطه قطعی کشور‌های عرب حاشیه خلیج فارس بر بازار‌های گاز طبیعی را موجب می‌شد و قطر، نزدیکترین متحد آمریکا در جهان عرب را قوی‌تر می‌ساخت. دو پایگاه نظامی عظیم آمریکایی و مقر فرماندهی مرکزی آمریکا در خاورمیانه، در کشور قطر واقع شده است. خط لوله قطر- ترکیه می‌توانست برای عربستان سعودی با ایجاد پایگاهی در سوریۀ سودآور باشد. هدف ژئوپلیتیکی عربستان این است که قدرت سیاسی و اقتصادی رقیب اصلی خود و متحد نزدیک بشار اسد، یعنی ایران را محدود نگه دارد.

اتحادیه اروپا که 30 درصد گاز خود را از روسیه تأمین می‌کند نیز از پیشنهاد خط لوله استقبال کرد. اما در این میان روسیه که 70 درصد گاز خود را به اروپا می‌فروشد، خط لوله قطر  ترکیه را به عنوان تهدیدی برای موجودیت خود می‌دید. .

پس از آن اقدامات بشار اسد بیش از پیش خشم کشور‌های حاشیه خلیج فارس را برانگیخت، چرا که او از «خط لوله اسلامی» که مورد تایید روسیه بود و از میدان گازی ایران از طریق سوریه به بنادر لبنان کشیده می‌شد، حمایت کرد. این خط لوله اسلامی، ایران، و نه قطر را، تبدیل به تامین کننده اصلی بازار‌های انرژی اروپا می‌کرد و نفوذ تهران در خاورمیانه و جهان را به طور چشمگیری افزایش می‌داد.اسرائیل نیز همان طور که انتظار می‌رفت مصمم بود تا از ایجاد خط لوله اسلامی که باعث قدرتمند شدن هرچه بیشتر ایران و سوریه و احتمالا حزب الله و حماس می‌شد، جلوگیری کند.

گزارش ‌های محرمانه از سازمان‌‌های اطلاعاتی اسرائیل، عربستان سعودی و آمریکا نشان می‌دهند همان زمانی که اسد طرح خط لوله قطر را رد کرد، برنامه‌ریزان نظامی و اطلاعاتی به سرعت به این نتیجه رسیدند که دامن زدن به شورش سنی‌ها در سوریه همراه تشکل، حمایت وتجهیز مخالفان اسلام گرای تندرو سلفی- وهابی القاعده، جبهه النصره، داعش یا میانه روی ارتش آزاد و اخوان المسلمین  برای برکناری بشار اسد که با آنان همکاری نداشته است، راهکاری عملی برای دستیابی به هدف مشترک تکمیل خط لوله گاز قطر- ترکیه است.

پایان

ژنرال مارتین دمپسی، رئیس کمیته مشترک نیروهای مسلح آمریکا در ژوئن سال 2015 میلادی، استراتژی امنیت ملی جدید آمریکا برای حفظ وضعیت موجود در ساختار اقتصادی جهان که جزو منافع ایالات متحده آمریکا درعرصه امنیت ملی بحساب آمده است همچنین دکترین نظامی آمریکا را برای گسترش و برتری نظامی در جهان اعلام کرد.http://www.jcs.mil/Portals/36/Documents/Publications   /2015_National_Military_Strategy.pdf?source=GovDelivery

دکترین نظامی جدید آمریکا،  به دو خطر ناشی از کشورهای هدف اشاره شده است. روسیه، چین، ایران و کره شمالی بمثابه منشاء خطر تعریف شده و این کشورها را «تجدید نظر طلب» خوانده شده است. یعنی کشورهای نامبرده به سلیقه خود خواستار ایجاد چنان نظم جهانی هستند که درآن نقش هژمونی جهانی آمریکا نفی می شود.

دکترین نظامی تازه آمریکا تأکید می کند: اگر شرایط ایجاب کند، برای اقدام یک تنه نیز آماده است. این سند نشان میدهد که آمریکا برای استقلال کشورهای دیگراحترام قائل نبوده و آماده است برعلیه آنها بقدرت نظامی متوسل شود.

 خطر دوم ازنظر استراتژی جدید آمریکا، در درجه اول گروهبندی «دولت اسلامی-داعش» است. در این سند  نامی از القاعده  و دیگر گروه‌های سلفی-وهابی برده نشده است همچنین از نحوه سازماندهی، شکل گیری تدارک وتجهیز آن به طور مستقیم و غیرمستقیم از طرف آمریکا و متحدینش عربستان پاکستان و ترکیه هیچ اظهار نظر و دقتی وجود ندارد...

دکترین سیاسی-نظامی جدید آمریکا در مجموع  افکار عمومی نیروهای مسلح و جامعه آمریکا را بسمت حفظ موقعیت غالب آمریکا بعنوان تنها «ابرقدرت جهانی» هدایت می کند. این دکترین بموازات اجرای وظایف تبلیغاتی، تأکید می کند، که ایالات متحده برای مبارزه با تروریسم،  پایگاههای نظامی خود را با سمتگیری بسوی یک مرکز فرماندهی یکپارچه قادر به انجام «عملیات فرامنطقه ای» در سراسر جهان مستقر می سازد. رسانه نظامی آمریکائی « Defense One» ضمن تشریح استراتژی نظامی جدید آمریکا، مفهوم کاملا دقیق آن را در مقاله تحت عنوان، آخرین دستور دمپسی برای پنتاگون: «برای جنگ طولانی آماده شوید!» (http://www.defenseone.com/management/2015/07/dempseys-final-instruction-pentagon-prepare-long-war/116761/) در مقابل این سند روشن و این استراتژی امنیت ملی آمریکا برای حفظ وضعیت موجود در ساختار اقتصادی جهان در چهارچوب منافع آمریکا و به ضرر جهان سوم، بقیه حرفها بیش از حد لفاظی های عوامفریبانه به نظر میرسد.

نتیجه و نهایت این که «ایالت متحده آمریکا» به عنوان جنگ افروزترین کشور جهان -به تعبیر جیمی کارتر- که به طور مداوم در جایی در حال جنگ بوده است و مسئول آغاز درگیری های مسلحانه در حدود 30 کشور جهان بوده است. این حملات با زرادخانه‌های عظیم تسلیحات متعارف و غیر متعارف اتمی وشیمیایی با بودجه‌ها و صرف هزینه‌های سرسام آور نظامی که خود اتلاف وسیع منابع انسانی است، بوده است. سیاستمداران ومردم آمریکا وهم پیمانانش در ناتو وکشور‌های تازه به دوران رسیده مانند اسرائیل، عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان، باید بدانند که در اثر این جنگ‌‌ها و تجاوزها...ویتنام، افغانستان، یوگسلاوی، عراق، لیبی، سوریه و یمن... را نه آزاد و دموکراتیک بلکه ویران ونابود کردند. جز تلفات انسانی و نابودی  تاسیسات و امکانات صنعتی وشهری، تحمیل و گسترش  فقر و بیماری، آوارگی انسان‌ها، از هم گسیختگی اجتماعی و فرهنگی جوامع، بزرگترین ضربه را به محیط زیست طبیعی وانسانی بشر وارد می‌کنند که موجب تغییرات آب وهوایی جدی، خطرناک و فاجعه بار در کره زمین می‌گردد. یعنی آن‌ها در حقیقت بر شاخه نشسته و بن می‌برند. جالب این‌که همه این جنایات را در پوشش و تحت عنوان دفاع از آزادی، دفاع از حقوق بشر، انجام می‌شود. می‌دانیم، در بسیاری از کشور‌های توسعه نیافته و عقب‌مانده مشکلات زیادی وجود دارد ولی این‌ها توجیه تجاوز و گسیل مزدوران و آدمکشان نظامی یا تشکیل، تجهیز و گسیل مزدوران و آدمکشان سلفی-وهابی القاعده، النصره، داعش و... به آنجا نیست. باید از این کشور‌ها و دولت های متجاوز و جنگ افروز پرسید: مگر در عربستان سعودی، ترکیه، اسرائیل حقوق بشر رعایت می‌شود؟ در زندان‌های آمریکا، اروپا، ترکیه، عربستان چه می‌گذرد؟ پلیس در آمریکا، اروپا، ترکیه، عربستان سعودی چه می‌کند؟ شما در حقیقت نه از آزادی و حقوق بشر بلکه از حقوق خودخوانده وآزادی بی حد و حسر سرمایه جهانی –از تجارت و بازار آزاد واقتصاد آزاد یا سود ومنافع خود- دفاع می‌کنید. در نهایت همه این جنگ‌ها و تجاوزگری‌ها دفاع از اقتدار وسلطه سیستم  به هم تنیده سرمایه داری جهانی تعریف وتبیین شده و انجام می‌شود. ولی با این توجیهات نمی‌توان وجدان اجتماعی بشر را مدت زیادی خواب نگه داشت و با عوامفریبی راه خیلی دوری رفت. سیاستمداران ومردم کشورهای متجاوز و جنگ افروز و متحدین آنها باید بدانند که دیر نیست آن روزی که تابعیت هر کشور متجاوز و جنگ افروز برای هر انسان شرافتمندی نه موجب افتخار بلکه شرمساری و ننگ شمرده شود.

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

1-در ویرایش جدید مقاله چند پاراگراف همچنین قسمت جنگ سوریه و قسمت پایانی و جمع بندی نهایی اخیرا در (اردیبهشت 1395) افزوده شده است!


2-هیروشیما 68 سال بعد از بمباران اتمی آمریکا

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ۲۴ دی ۱۳۹۲ساعت ۷ ق.ظ  توسط محمدعلی رجایی بروجنی  |