در فلسفه و فرهنگ

محمدعلی رجایی بروجنی

استدلال شیفتگان سلطه و تاخت و تاز بخش خصوصی و اقتصاد بازار آزاد چیست؟

استدلالی پنهان یا ضمنی در سخنان  همه شیفتگان سلطه و تاخت و تاز بخش خصوصی و اقتصاد بازار آزاد و مخالفان اقتصاد ملی برنامه ریزی شده یا متمرکز -از جمله سخنان آقای دکتر عباس احمد آخوندی! وزیر سابق مسکن و شهرسازی- هست که به نظرم مهم است و باید به آن توجه کرد.  آن نکته مهم ضمنی اینست که تقدم  اقتصاد  بازار آزاد  بر اقتصاد متمرکزی که در اختیار بخش یا عده  خاصی از رانت خواران و دزدان و اختلاسگرانی دولتی یا پیرامون دولت باشد که  میتوانند قوانین بازار را دور میزنند، امکانات و اطلاعات دولتی، انواع و اقسام تسهیلات، وام، زمین، خانه، کارخانه، شرکت، ملک بلاعوض، پروانه، کارت و  بازرگانی و ارز دولتی، سهمیه و رانت  صرفا با یک رابطه سیاسی/فامیلی/اعتقادی -چنان چه افتد و همچنان میافتد و دانی- در اختیارشان  هست یا به واسطه در اختیارشان قرار میگیرد. این امکانات  یا رانت ها برای بعضی چنان عادی و معمول است که آنها را سهم الارث خودشان  از سفره انقلاب یا امتیاز ژن خوبشان میدانند. آنها با رویه های غیر قابل نظارت از طرف بازار سرمایه و یا نهادهای نظارتی مردمی و دموکراتیک غارت میکنند و جوابگوی هیچ مرجعی هم نیستند و منتقدین را هم با چماق نفوذی، چپ، توده ای و کمونیست از همه عرصه ها میرانند،  کاری که خود جناب وزیر در این یادداشت روزنامه اقتصاد هم انجام داده اند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۸ساعت ۴ ب.ظ  توسط محمدعلی رجایی بروجنی  | 

نقد فدرالیسم همراه با نفی حقوق اقلیتهای قومی و زبانی!

نقد فدرالیسم همراه با نفی حقوق اقلیتهای قومی و زبانی!

آقای سید محمد خاتمی در ملاقات با اعضای شورای شهر تهران در باره مطلوب بودن الگوی فدرالیسم برای اداره کشور ایران گفته بود: «مطلوب ترین شیوه حکومت مردمی اداره فدرالی است». این سخنان بر گرایشهای محافظه کار سیاسی، شوونیستها و برخی از لیبرالهای اقتصادی در جناح راست خوش نیامد و هر کدام با لحن و شیوه مرسوم و متداول خود به نقد، تخطئه و تحقیر و سرزنش ایشان و نظرشان پرداختند. از همه برجسته تر نقد آقایان دکتر محمد طبیبیان اقتصاددان لیبرال و آقای دکترسید جواد طباطبایی نظریه پرداز اندیشه سیاسی بود.

آقای دکتر سید جواد طباطبایی در نقد شدیداللحن خود نوشته اند: "من درست نمی توانم بفهمم که چرا رئیس جمهور پیشین، که باید بداند که هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد، خطاب به اعضای شورای شهر در باره مسائل کلان حاکمیتی کشور چنین مطلب مهمی را مطرح کرده است؟ " البته ایشان روشن نکرده اندکه این «مسائل کلان حاکمیتی» پس در کجا، کی، چگونه و توسط چه کسی باید طرح و بیان شود. ایشان به عمد و برای نتیجه گیری دلبخواه خود، یک اظهار نظر سیاسی در باره شیوه اداره کشور را یک تصمیم-گیری -در نهاد و جمعی که صلاحیت لازم را ندارند- معرفی و قلمداد میکند، که این خود سفسطه آشکار و بزرگی است. ایشان صلاحیت بحث و اظهار نظر در مورد این «بحث کلان حاکمیتی» را از رئیس جمهور اسبق و شنیدن آن را حتی از اعضای شورای شهر تهران به روش متعارف جناح راست و محافظه کاران سیاسی سلب میکند. شاید از نظر این استاد و نظریه پرداز اندیشه سیاسی آنها را به نوعی انیرانی، غیر خودی یا صغیر میداند که نمیتوانند و نباید وارد این بحث و گفتگو بشوند. ولی دکتر طباطبایی نمی گوید، این بحث مهم حاکمیتی و گفتگو در باره آن -اگر منحصرا در صلاحیت خود، همفکران و مریدانشان نیست- در صلاحیت چه نهاد و ارگان و جمعی است. احتمالا و به قرینه استدلالشان -در مورد شورای شهر تهران- رئیس جمهور شاغل و هیئت دولت فعلی را هم به دلیل موظف بودن در امور اجرایی کشور، دارای صلاحیت لازم برای ورود به این بحث حاکمیتی نمیداند. میماند مثلا ...مجلس خبرگان رهبری، شورای نگهبان قانون اساسی یا مجلس تشخیص مصلحت و یا مجلس شورای اسلامی. در این جا مشخص و روشن نیست که آیا منظورشان تعین تکلیف در همین نهادهاست یا نظرشان بر نهادهای دیگری در خارج از کشور یا موکول به تاسیس در آینده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۸ساعت ۴ ب.ظ  توسط محمدعلی رجایی بروجنی  |