در فلسفه و فرهنگ

محمدعلی رجایی بروجنی

تاثیر تفکر فلسفی‌ و ادیان شرقی بر اروپا و فلسفه شوپنهاور، نیچه و هایدگر (قسمت ششم)

فردریش نیچه، بخش دوم

نظریه هنر،

اولین نظریه پردازی های نیچه در مورد هنر و منشاء آن در یونان باستان، در کتاب «زایش تراژدی از روح موسیقی» نخستین اثر او مطرح شد. نظریات طرح شده در کتاب «زایش تراژدی از روح موسیقی» پیش از آنکه تحلیلی فلسفی/نظری یا پژوهشی علمی در باره منشاء هنر تراژدی باشد، برداشتی تخیلی از روند تکامل هنر یونان باستان است. نیچه در پی همین تخیل یا توهم هم  خواهان بازگشت هنر دنیای کنونی –که به نوعی دنباله و تکامل هنر آپولونی به تعبیر اوست- به هنر اقوام ابتدایی یونانی در فرم  دیونیسوسی آن است. این خواست بازگشت و احیای هنر آیینی و افسانه/ اسطوره های دیونیسوسی خواستی، نه تنها ارتجاعی، بلکه غیر مبتکرانه هم هست. قبل از نیچه  در ابتدای  دوران رمانتسیم ، نظریه پردازان این جنبش مانند  شِلینگ، هِردِر و برادارن شلِگِل خواستار بازگشت به فرهنگ و هنر دینی مسیحی در قرون وسطی و بازگشت به افسانه/ اسطوره های اقوام  ابتدایی تویتونی در شمال اروپا بودند.  هِردِر و فردریش شلِگِل که استاد زبان و ادبیات یونانی بود، حتی خواستار بازگشتن به هنر آیینی دیونیسوس شدند. این  تقابلی هم که نیچه بین فرهنگ و هنر آپولونی و هنر دیونیسوسی طرح میکند، تقابلی هم زمان، زنده  و رو به آینده/به پیش یا «نُو» نیست، بلکه تقابلی روبه گذشته و ارتجاعی از نوع تقابل  هنر دینی قرون وسطی با هنر کلاسیک و دوره رنسانس  است. طرح این تقابل به این شکل به نوعی خیال پردازانه و غیر محققانه است. هنر یونان باستان با درگذشتن و تکامل خود با جذب و هضم عناصر یا اشکالی از مرحله هنر آیینی دیونیسوس به هنر جامعه متمدن یونان یا هنر آپولونی رسید. حال ببینیم دیونیسوس کیست  و هنر دیونیسوسی چیست؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۸ساعت ۹ ق.ظ  توسط محمدعلی رجایی بروجنی  | 

آیا عمل و کردار اخلاقی با عمل و کردار دینی-مذهبی یکسان و این همان است؟

آیا عمل و کردار اخلاقی با عمل و کردار دینی-مذهبی یکسان و این همان است؟
تفاوت رفتار دینی و رفتار اخلاقی چیست؟

آگاهی‌های اجتماعی یعنی آگاهی‌های سیاسی، حقوقی، مذهبی، اخلاقی و فلسفی فرم‌های نگهدارنده و شکل دهنده، هنجار آفرین یا هنجارگذارهای اجتماع بشری هستند. آگاهی‌های اجتماعی دستاورد قرنها تکامل اجتماعی و فرهنگی جامعه اند. تغییر آنها همچون تغییرات فرهنگ و زبان یا آداب و رسوم ملتها خیلی بطئی آرام و کُند است. این فرم‌ها یا اشکال آگاهی اجتماعی را نمی‌‌توان دلبخواهی و اراده گرایانه  یعنی بر پایه نظریات یا منافع گروه‌های مختلف اجتماعی یا طبقات و هیئت‌های حاکمه جامعه  تغییرداد یا جایگزین فرم های دیگری از آگاهی های اجتماعی کرد. هر کدام از این اشکال آگاهی اجتماعی دارای ساز و کاردرونی و قانونمندی های خاص خود، ناظر و منعکس کننده زمینه ها و عرصه های مختلف حیات بشری هستند. این آگاهیهای اجتماعی در عین استقلال و با حفظ ساز و کارها و قانونمندی های خود دارای هم پوشانی ها و تاثیرات متقابل بسیاری در یکدیگرند. ولی این-همان، یکسان و یگانه باهم نیستند. وجود و حضور مستقل و پر رنگ این آگاهی‌ها و فرم‌های هنجارآفرین موجب افزایش اعتماد عمومی و باور جمعی، هماهنگی و همکاری در جامعه است. هر عمل و حرکت اخلاقی باعث ارضای عواطف و ایده آل های زیبایی و اخلاقی و کسب منزلت و حیثیت اجتماعی است. هنجارهای اخلاقی موجب بالا رفتن اعتماد عمومی، افزایش، انباشت و توسعه سرمایه اجتماعی و کاهش هزینه‌های اجتماعی است هر چه شکوفایی و توسعه فرهنگی، وحدت و توافق اخلاقی جامعه فراگیرتر و ژرف تر باشد، جامعه دارای انسجام و استحکام بیشتر و قابلیت  زیست بهتر و بیشتری است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۸ساعت ۱۱ ق.ظ  توسط محمدعلی رجایی بروجنی  | 

آیا فساد محدود  به امور مالی و اقتصادی است؟


"همه چیز قبلا گفته شده است، ولی از آنجایی که گوش شنوایی نیست یا هیچ کس گوش نمی دهد مجبوریم برگردیم و دوباره از اول شروع کنیم."  (آندره ژید)

فساد منحصر به سودجویی یا سوء استفاده مالی و اقتصادی نیست. فساد شامل هر نوع  تخریب و از بین بردن سرمایه های انسانی، اجتماعی و نمادین یک جامعه، نهاد، سازمان، تشکل یا سیستم است. سوء مدیریت، مدیریت افراد نالایق در پست هایی که نیاز به توان و صلاحیت سازماندهی و مدیریت اجتماعی، اخلاقی و روابط انسانی بالاتری دارد، تسلط روابط بر ضوابط در یک جامعه، نهاد یا سیستم، عدم وجود نظارت و بازرسی مستقل از مدیریت، سوء رفتار سازمانی، اساسنامه ها، آیین نامه ها و روش جاری نامناسب، عدم شفافیت، عدم گزارش دهی و پاسخگویی به اعضا، جامعه و افکار عمومی، عدم امکان نقد درونی و بیرونی هم ابزار و اجزای دیگر تخریب، تباهی و فسادند. صِرف عدم امکان  نقد و اصلاح،  زمینه بسیار مناسبی برای افزایش آنتروپی و بروز فساد فراهم میکند. افزایش آنتروپی درون یک جامعه، نهاد، سیستم  یا سازمان موجب  فساد، تخریب وتباهی آن جامعه، نهاد، سیستم  یا سازمان خواهد شد.
 در کشور ما متاسفانه در اکثر نهادها، سازمان ها و تشکل ها دولتی وغیر دولتی  مسئله و موضوع  مهم نظارت و بازرسی را محدود به بازرسی و حسابرسی مالی و اقتصادی میدانند که نهایتا با یک گزارش سالیانه یا چند ساله مالی و اقتصادی مسئله حل و فصل میشود. در صورتی که بازرسی و نظارت صرفا محدود  به امور مالی و اقتصادی  یا بازرسی و نظارت  بر اجرای این تصمیمات مدیریت  نیست! بر عکس بازرسی و نظارت دقیق  بر همه تصمیمات و  کار مدیریت و رهبری هر نهاد/سازمان و سیستمی است. این نظارت و بازرسی رعایت حقوق هم هست. فقط بازرسی انجام وظایف اعضا و حقوق مدیران نیست! بلکه بازرسی حقوق اعضا و وظایف مدیران نیز هست. بازرسی زیر سیستمِ عیب یاب سازمان است. زایده، چرخ پنجم، پلیس و بازرسِ و کارمند حسابرسی اقتصادی مدیریت و رهبری سازمان نیست! یعنی نباید باشد که اگر باشد، آنجاست که بگندد نمک! با تاسی به این شعر معروف مولوی «ماهی از سر گَنده گردد نی زِ دُم» لازم است بر این موضوع تاکید کنم که اصولا فساد در هسته اصلی قدرت و مدیریت و وابستگان و نزدیکان آنان شکل میگیرد و نه در رده های پایینی و دور از حلقه قدرت که هر نوعی انحراف و فسادی در منش و کنش آنها عمدتا فردی و جزئی است. افراد و اعضای ساده به دلیل نداشتن اقتدار بر کل سیستم، تاثیر کمی بر ساختار و سیستم دارند. این بدان معنی است که اگر در هسته مرکزی فساد و تباهی و انحرافی نباشد، با وجود اقتدار مرکز، و با وجود کنترل، نظارت و بازرسی امکان رفع هر اشکال و انحرافی در افراد و اعضا بسیار سهل و آسانتر از فساد در مرکز است که درمان و چاره ناپذیر است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه ۷ مهر ۱۳۹۸ساعت ۱۰ ق.ظ  توسط محمدعلی رجایی بروجنی  |