در فلسفه و فرهنگ

محمدعلی رجایی بروجنی

عکسهای استالین، هیتلر و نیمه ای از عکس لنین در دفتر کار استیو بنون مشاور و استراتژیست ارشد کاخ سفید

عکسهای استالین، هیتلر و نیمه ای از عکس لنین در دفتر کار استیو بنون مشاور و استراتژیست ارشد کاخ سفید به چه معناست؟
چندی قبل شرکت توییتر حساب کاربری استیو بنن (بنون) مشاور و استراتژیست ارشد سابق  کاخ سفید(دونالد ترامپ) را بعد از آن که وی پیشنهاد داد، سر آنتونی فائوچی مدیر مؤسسه ملی آلرژی و بیماری های عفونی آمریکا و کریستوفر ری مدیر اف بی آی باید قطع شود، به طور دائم مسدود کرد. او این صحبت ها را در ویدئویی گفته بود که در حساب شخصی وی در فیس بوک، یوتیوب و توییتر منتشر شد. ولی نکته بسیار مهم در عکس سر صفحه او در توئیتر است. این عکس را در همان اوایل راه یافتن دونالد ترامپ و دوره مشاور بودن ایشان یافتم  و برای نوشتن مطلبی که حالا موقعش رسیده است، نگه داشتم.(1)

در عکسهای پشت سر استیو بنون در دفتر رسمی کارش، عکس هیتلر را در طرف راست و استالین  را در طرف چپ می بینید و البته همراه با عکس نصفه و نیمه لنین که به خوبی به نمایش گذاشته شده است. مسلما این عکسها در پشت سر استیو بنون  مشاور و استراتژیست ارشد سابق کاخ سفید(دونالد ترامپ) که به هیچ وجه تفننی، بیحساب و کتاب و بدون فکر/برنامه  و بدون پیام سیاسی برای مخاطب و بیننده نیست، پس نشانگر چیست؟ از نظر نشانه شناسی، علائم، نشانه ها، آرمها و فرمها  دارای معنی و مفهوم خاص خودشان هستند. ترکیب این عکسها هم نشان دهنده  یک گرایش سیاسی افراطی و تفسیری خشونتبار از سوسیالیسم یعنی یک تفسیر فاشیستی با ظاهری پوپولیستی و عوامفریبانه از سوسیالیسم اند. این دیدگاه، لنین را هم استالینیستی تفسیر میکند. خلاصه و سر راست یعنی  ناسیونال سوسیالیسم  یعنی(فاشیسم) .  همانطور که  علائم و نشانه های خشونت در پرچم دزدان دریایی یا پرچم داعش یا... را نباید دست کم گرفت، استفاده از هر گونه علامت و نشانه مبتنی بر خشونت یا عاملان  یا دست اند کاران خشونت/جنایت را هم نباید دست کم گرفت.

"نشانه شناسی (سمیوتیک) از ریشه یونانی -سه مه یون- به معنای علامت و نشانه است که به صورت واژه -سیما- و-سیمیا- هم وارد زبان عربی و فارسی شده است. سمیوتیک آموزش عام کلیه نشانه ها وعلائم از جمله نشانه ها و علامت دهی زبانی /صوتی تصویری، حرکتی، ژست ومیمیک (حرکات تن و صورت) است. که از سه جنبه مختلف 1-ترکیب این علائم ونشانه ها یعنی سیناکتیک 2-از جنبه معنی شناسی (سمانتیک ) 3-از جنبه رابطه بین تولید کنندگان، فرستندگان و دریافت کنندگان این نشانه ها و علائم را مورد برسی علمی قرار میدهد." (خلاصه برگرفته از کتاب دانش سمیوتیک زنده یاد احسان طبری) از نظر نشانه شناسی، علائم، نشانه ها، آرمها و فرمها  دارای معنی و مفهوم  و حامل پیام خاص خودشان هستند.

ترکیب عکسهای استالین هیتلر و عکس نصفه نیمه لنین  هم نشان دهنده  یک گرایش سیاسی افراطی و تفسیری خشونتبار از سوسیالیسم یعنی ناسیونال سوسیالیسم و حداقل و بسیار خوشبینانه یک تفسیر فاشیستی با ظاهری پوپولیستی و عوامفریبانه از سوسیالیسم اند. این دیدگاه  سیاسی افراطی، لنین را هم استالینیستی تفسیر میکند. خلاصه و سر راست یعنی  ناسیونال سوسیالیسم  یعنی(فاشیسم) .  همانطور که  علائم و نشانه های خشونت در پرچم دزدان دریایی یا پرچم داعش یا... را نباید دست کم گرفت، استفاده از هر گونه علامت و نشانه مبتنی بر خشونت یا عاملان  یا دست اند کاران خشونت/جنایت را هم نباید دست کم گرفت.
یعنی پس از اِفشای جنایتهای استالین و ارائه اسناد آن در کنگره ها و جلسات حزبی در شوروی سابق و خواندن/دیدن جنایتهای هیتلر در جنگ جهانی دوم، استفاده از عکس یا نشانه های این دو جنایتکار دیگر به هیچ وجه  یک عمل سلیقه ای، تفننی و فرعی از سر دلتنگی و نوستالژیک نیست. یعنی هر کس  به خودش اجازه دهد از عکس ها و نشانه های این دو جنایتکار استفاده کند، یا در ترویج و تبلیغ آنها بکوشد، باید یقین بداند که این یک عمل ساده مبتنی بر سلیقه و عقیده نیست! بلکه عملی مبتنی بر طرفداری و حمایت از شیوه ها  و روشهای  افراطی خشونت و جنایت است و مهم تر از آن  اِعمال این شیوه ها و روشهای خشونتبار و جنایت کارانه در صورت داشتن قدرت است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۹ساعت ۱ ب.ظ  توسط محمدعلی رجایی بروجنی  | 

سیاست استالینی نقض حقوق ملیتها باسرکوب، ترور و جابجایی  اجباری اقوام وملیتهای اتحادجماهیر شوروی

بعضی از ناآگاهان یا شیفتگان کیش شخصیت، مبلغین و مروجین استالین،  او را متخصص مساله ملیتها/قومیتها میدانند، آنهم صرفا به دلیل جزوه کوچکی که در جوانی در باره ناسیونالیسم در گرجستان نوشته بود که به عنوان یک گزارش حزبی از گرجستان مورد تشویق لنین هم قرار گرفته بود یا به دلیل مدتی که در دوران جنگ داخلی کمیسر امور ملیتها برای کنترل تحریکات ضدشورویِ نیروهای ضد انقلاب -روسیه سفید-  دربین اقوام و ملیتها بود. ولی اساسا درک درست علمی و یا تجربه  کافی در میدان عمل همراه با مبانی تئوریک یا ضوابط و موازین حقوقی و کارشناسانه در این امر در آن زمان وجود نداشت تا استالین هم بتواند از آن بهره مند شده باشد، چه برسد که متخصص در این امر پیچیده  باشد.
در حقیقت  دانش و تخصصی هم در مورد حل و فصل مسائل بین اقوام و ملیتها در اوایل حکومت شوروی و مخصوصا در دوره قبل از آن به جز نوشته های و رهنمود های لنین در باره حقوق ملیتها  یا بیانیه حقوق خلقها وجود نداشت که آنهم به علت  داشتن شخصیتی خشن، مستبد و غیر دموکرات، و گرایش ناسیونالیستی روس بزرگ مورد توجه و علاقه استالین قرار نمیگرفت. حکومت تزاری به زندان اقوام و ملیتها مشهور بود. مسئاله شناخت و حل مسائل ملیتها و قومیتها و درک  علمی و اتنولوژیک برپایه به رسمیت شناختن حقوق اقوام و ملیتها، یعنی دانش انسان شناسی فرهنگی یا مردم شناسی و مسائل پیرامونی آن مانند شناخت فرهنگهای قومی وملی، در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم  با مطالعه زندگی انسانهای ابتدایی شکل گرفت و بعد تا حدی تکمیل شد. این دانش هنوز که هنوز است دانشی جوان و در حال توسعه و تکامل است. درک و برداشت غیر اصولی و نادرست و غیر دموکراتیک استالین با گرایش ناسیونال/ سوسیالیستی از مسئله ملیتها را  طی نامه های متعدد، لنین به او و سرجیو اورجونیکیدزه و کمیته مرکزی حزب کمونیست اتحاد شوروی که بر اساس ناسیونالیسم روس بزرگ و تا حدود زیادی ناسیونال سوسیالیستی بود. یاد آوری کرده بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۹ساعت ۸ ق.ظ  توسط محمدعلی رجایی بروجنی  |