در فلسفه و فرهنگ

محمدعلی رجایی بروجنی

مأموران و کارگزاران انگلیسی موثر در تشکیل حکومت وهابی آل سعود در عربستان(1)

مأموران سرویس های اطلاعاتی و کارگزاران وزارت مستعمرات انگلیسی نقش اول و بسیار تاثیر گذاری در تشکیل حکومت وهابی آل سعود در شبه جزیره عربستان داشته اند این ماموران و جاسوسان که عمدتا در سرویس های اطلاعاتی بریتانیا و حکومت نایب السطنه بریتانیا در هند دوره کارآموزی خود را میدیدند به محض کسب توانایی های لازم و ابراز لیاقت و شایستگی به ماموریت های گوناگون در خاورمیانه ، خلیج فارس و خاور دور فرستاده میشدند. چند نفراز این دست پروردگان وزات مستعمرات بریتانیا در هند رابه طور مختصر معرفی میکنم. اول سِر پرسی کاکس: که نقش رهبری و هدایت عملیات نظامی ،سیاسی و امنیتی انگلیس در خلیج فارس، عراق و کشورهای عربی راداشت. بعد کاپیتان(سروان) ویلیام هنری اروین شکسپیر:  افسرنظامی که در جنگ بین ابن سعود وآل رشید کشته شد. سپس سرهنگ هامیلیتون که در منطقه به جز شرکت در سرکوبی و کشتار چندان موفق نبود، به انگلستان برگشت و در سال 1922 به نمایندگی مجلس عوام انتخاب شد و بعدتر با عنوان «لرد بلهاون» عضو مجلس اعیان شد. سر رونالد استورز: که پس از کسب تجربیات کافی به فرمانداری کل قبرس رسید. و در نهایت «هاری سنت جان بریجر» معروف به شیخ عبدالله فیلبی که از همه مهمتر و جالب تر است. به آیین وهابیت گروید و به مدت چهل سال عنوان نماینده و مشاور ارشد عبدالعزیز (ابن سعود) در ارتباط با دولت بریتانیا و سایر قدرت های غربی و کمپانی های نفتی تبدیل شد.

 سِر پرسی زکریا کاکس :

افسر عالی رتبه و سیاستمدار انگلیسی فارغ التحصیل مدرسه نظامی  سلطنتی سند هورت در تشکیل حکومت سوم عربستان سعودی نقش اصلی را ایفا می‌کرد،  نقش ویژه در تربیت و به قدرت رسیدن عبدالعزیز بن عبدالرحمان داشت او هم چنین تقسیم‌بندی سیاسی عربستان سعودی،عراق و منطقه را هم بر عهده داشته است، از 1884خدمت خود را در سرویس خارجی وزارت مستعمرات در هند آغاز کرد. سال 1895 برخی از شورش های مردم هند را سرکوب کرد ودر  1899به عنوان نماینده انگلیس عازم منطقه خلیج فارس و شیخ نشین مسقط شد. و از مسقط با امرا و شیوخ عرب به عنوان نماینده بریتانیا تماس میگرفت و در همین جا با شریف حسین الهاشمی (امیر مکه) و عبدالعزیز بن عبدالرحمان و شیوخ کویت آشنا شد. عبدالعزیز را ترغیب به گرفتن مجدد حکومت در ناحیه ریاض  وحذف آل رشید (طرفدار حکومت عثمانی) کرد. سر پرسی کاکس را از این به بعد در بسیاری از حوادث سیاسی منطقه میبینیم. حوادث خلیج فارس مذاکرات شط العرب، موافقت نامه با شیخ خزعل بر سر نفت جنوب ایران، آشتی موقت شریف حسین امیر مکه  و عبدالعزیز حاکم ریاض(1915)،  اودر منطقه خاورمیانه ، منطقه خلیج فارس و ایران، از طراحان و هدایت کنندگان اصلی سیاست های استعماری بریتانیا در آن زمان بود. سِر پرسی کاکس در 1917 به عنوان وزیر مختار انگلیس در ایران تعیین شدودر سال 1919 با رشوه 400 هزارتومانی به وثوق الدوله و به کمک او قرارداد ننگین 1919 را به دولت ایران تحمیل کرده که در اثر مخالفت مردم به اجرا در نیامد. (با سِرپرسی سایکس، افسر انگلیسی فرمانده پلیس جنوب و کنسول انگلیس در کرمان اشتباه نشود.) کاکس در 1920 به عنوان کمیسر عالی انگلیس در عراق تعیین شد. پس حذف شریف حسین از مکه و سپردن زمام سراسر شبه جزیره از سواحل خلیج فارس تا جده به عبدالعزیز، امیر فیصل سومین پسر شریف حسین الهاشمی را به بغداد آورد و در سال 1921 او را به پادشاهی عراق برگمارد که پیمان تحت الحمایگی با انگلستان را به امضای او رساند. امیر عبدالله پسر دوم شریف حسین را نیز در اردن به سلطنت رساند. در سال 1924 حکومت شریف حسین در مکه و حجاز برچیده شد و خودش به قبرس تبعید شد و دو منطقه حکومت شریف حسین و آل رشید به تصرف آل سعود در آمد.   

«شريف حسين بن علی الهاشمی» به نمایندگی از دولت و خلیفه عثمانی شريف، امیر و حاکم مكه و حجاز بود. او نه تنها مورد احترام سلطان عبدالحمید بود بلکه به عضويت مجلس مشورتي دولت عثماني نيز درآمد. شريف حسين کم وبیش بر تمام شئونات عربستان سيادت و اشراف داشت. شریف حسین الهاشمی شریف مکه به هوای پادشاهی بر اعراب و خلیفه شدن بر مسلمانان، به تشویق و سازماندهی انگلیسی ها علیه دولت عثمانی شورش کرد..

در آستانه جنگ اول جهاني موقعيت و جايگاه شريف حسين، دولت بریتانیا را به فكر جلب همكاري او علیه دولت عثمانی انداخت. لذا سازمان های جاسوسي و ديپلماتهاي انگليسي در اين نقطه از جهان با شدت به كار افتادند.

عبدالله، دومين پسر شريف حسين با انگليسي ها سر و سري داشت و به عضويت محافل سري كه زير نظر انگليس بود، درآمده بود. او هنگام شروع جنگ جهاني اول نماينده مكه در مجلس عثماني بود كه به طور جدي از نظريه جدايي اعراب از عثماني طرفداري مي كرد. عبدالله با بعضي گروهها و رهبران قوميت گراي عرب (ناسيوناليست هاي عرب = پان عربيست ها) در سوريه ارتباط داشت كه اغلب آنها از اعراب مسيحي بودند. او بزرگترين سهم و نقش را در ايجاد وسوسه شورش در ذهن شریف حسین و ساير نزديكانش داشت. همچنین دست انگليس را در دست پدر و فاميل خود گذاشت و واسطه ارتباط دولت بریتانیا با خاندانش شد.

در اثر قول و قرارهاي انگليس با خاندان شريف حسين، از خواسته دولت عثماني مبني بر اعلام جهاد عليه قواي متفقين (بخصوص انگليس) سر باز زد و با مكاتباتي كه به سال 1915 م. با سِر هنري مك ماهون (كميسر عالي مصر و سودان) انجام داد، شورش اعراب علیه عثمانی را در ژوئن 1916 را با رهبری افسرانان و ماموران انگلیسی مانند سِر رونالد استورز و توماس ادوارد لارنس افسر اطلاعاتی انگلیس در مصر، معروف به لارنس عربستان شروع کرد. (اين مكاتبات در تاريخ ممالك عربي اهميت دارد: در اين مكاتبات كه در تاريخ ممالك عربي به مكاتبات «مك ماهون حسين» مشهور شد.)

دیکسون نماینده دولت بریتانیا در شیخ نشین کویت  درکتاب «کویت و همسایه ها» مینویسد: "بعد از اینکه آل سعود بر دولت عثمانی پیروز شدند و کل مناطق حجاز را فتح کردند، برای مرزبندی این مناطق با هم اختلاف داشتند و در طول شش روز با هم مذاکره کردند و در روز ششم این اتفاق افتاد: در روز ششم کنفرانسی برای تقسیم بندی مرزها تشکیل داده بودند، سرپرسی کاکس وارد این ماجرا شد و گفت که اگر این طور پیش بروید تا یک سال دیگر هم به توافق نمی‌رسید، کسی که باید مسأله را حل کند و این مرزبندی را انجام دهد، من هستم."

دیکسون شرح میدهد که: "در جلسه‌ای اختصاصی من و عبدالعزیز و سر پرسی کاکس بودیم که پرسی کاکس صبرش را از دست داد (نظر عبد العزیز/ ابن سعود این بود که این سرزمین‌ها را عشیره‌ای تقسیم کند) و عصبانی شد و گفت کار شما خیلی بچگانه بود، چرا پیشنهاد دادی که مرزبندی به صورت عشیره‌ای باشد؟ من تعجب کردم که بزرگ منطقه نجد مثل یک شاگرد مدرسه ای در برابر معلم خودش که همان سر پرسی کاکس بود، به لکنت زبان افتاده و نمی‌تواند صحبت کند، هر چه او در باره تعیین حدود و مرزها می‌گوید، عبدالعزیز (ابن سعود) آن را می‌پذیرد."

"عبدالعزیز بن عبدالرحمان [معروف به ابن سعود] رئیس حکومت نجد حجاز، به پای سر پرسی کاکس افتاد و اعلام کرد که آقای پرسی کاکس هم پدرم بود و هم مادرم، او مرا ساخت و من را از هیچ به این مقام رساند (که رئیس منطقه حجاز هستم)، برای من مشکلی نیست، اگر دستور دهد که نصف عربستان را به او بدهم، بلکه تمام عربستان را به او تقدیم کنم."(کویت و همسایه ها، ص 281)

عبدالعزیز بن عبدالرحمان (ابن سعود) معاهده‌ای رسمی را با انگلستان امضاء می‌کند، متن این معاهده در مقدمه اوتو بیوگرافی «ماموریت به نجد» جان فیلبی نیز آورده شده است:

"حکومت عالیه بریتانیا از یک طرف و عبدالعزیز بن عبدالرحمن بن فیصل آل‌سعود، حاکم نجد و احساء و قطیف ... از طرف دیگر، نماینده بریتانیا سر پرسی کاکس با هم معاهده‌ای را امضاء کردند که در این معاهده به چند توافق رسیدند.

حکومت بریتانیا قبول دارد که نجد، أحساء، قطیف، جبیل و توابع و اراضی آن‌ها همه تا سواحل خلیج از ممالک محمد بن سعود و پدرانش است و قبول می‌کند که حاکم و رئیس قبایل مستقل باشد و بعد از عبدالعزیز هم نسل اندر نسل حکومت عربستان سعودی به فرزندان او برسد.(همان طور که تا به حال این گونه بوده است)، لکن حاکم بعدی را هم حاکمی که موجود است، تعیین می‌کند به شرط اینکه حاکم بعدی به هیچ وجه با حکومت بریتانیا دشمنی نداشته باشد و کاملاً با شرایط آن‌ها مطابقت داشته باشد.

تعهد اول: حکومت بریتانیا به آن‌ها اجازه می‌دهد که سرزمین‌های اجدادی شما برای خودتان باشد.

تعهد دوم: اگر کسی به ممالک عربستان حمله کرد، حکومت بریتانیا بدون اجازه می‌تواند وارد جنگ شود و حمله انجام شده را می‌تواند فوراً دفع کند .

 تعهد سوم: ابن سعود توافق کرد که هیچ معاهده‌ای با هیچ کشوری امضاء نمی‌کند مگر با اجازه حکومت بریتانیا.

تعهد چهارم: ابن سعود تعهد می‌دهد که هیچ کدام از مناطق تحت تسلط خود را نفروشد، اجاره ندهد، رهن ندهد جزء با اجازه حکومت بریتانیا.

پنجمین تعهد: ابن سعود تعهد می‌کند که راه‌هایی که به اماکن مقدس می‌رسد، باز باشد و حجاج را در مسیرشان به آن اماکن حمایت کند و آن‌ها را باز گرداند.

تعهد ششم: ابن سعود تعهد می‌دهد، همان طوری که پدرانش تعهد داده بودند که هیچ وقت با کویت، بحرین، قطر و عمان دشمنی نکند، چون این کشورها تحت حمایت حکومت بریتانیا هستند.

هفتمین تعهد: هر دو حکومت توافق می‌کنند که در آینده توافقات بیشتری را خواهیم داشت.

این توافقنامه در 18 صفر، سال 1334 هجری، مطابق 26 دسامبر 1915 میلادی که عبدالعزیز بن عبد الرحمن بن فیصل آل سعود مهر و امضاء کرده با آقای پرسی کاکس نماینده بریتانیا در خلیج فارس منعقد می‌شود." ( متن معاهده ابن‌سعود و بریتانیا از اوتو بیوگرافی «ماموریت به نجد» جان فیلبی)

 

کاپیتان(سروان) ویلیام هنری اروین شکسپیر:

افسر انگلیسی مامور خدمت در هندوستان  به عنوان نماینده بریتانیا به کویت رفت. او همکاری خود را با سرپرسی کاکس فرمانده و نماینده بریتانیا در منطقه خلیج فارس آغاز کرد. او از کویت برای به قدرت رسیدن عبدالعزیز اقدامات زیادی انجام داد. در مبارزه بین آل سعود و آل رشید که طرفدار عثمانی بودند با تمام توان از آل سعود پشتیبانی کرد وی در سال 1915 در جنگ بین این دوخاندان کشته شد.او در تشکیل دوره سوم حکومت سعودی نقش اولیه مهم و برجسته ای داشت.

فیلبی در اوتو بیوگرافی «ماموریت به نجد» مینویسد: ویلیام شکسپیر یک فرمانده نظامی مامور در دستگاه عبدالعزیز بود. وی فرماندهی قسمت اصلی سپاه ملک عبدالعزیز یعنی توپخانه را به عهده داشت که توسط نیروهای آل رشید در 24 ژانویه سال 1915 میلادی کشته شد. وی اولین کسی است که با عبدالعزیز معاهده ای امضاء کرده که این معاهده تقریباً شبیه معاهده‌ نهایی بین سرپرسی کاکس و عبدالعزیز است که که قبلاً آورده شد.

سرهنگ رابرت ادوارد هامیلتون:

افسر و سیاستمدار انگلیسی فارغ التحصیل وست مینیستر و مدرسه نظامی سند هورت قبل از جنگ جهانی اول به نیروهای انگلیس در بین النهرین پیوست. در کشتارهای بغداد و بصره نقش موثری داشت. سرهنگ هامیلتون در مبارزه مشترک انگلیس و اعراب تحت رهبری  پسر شریف حسن و لارنس عربستان شرکت داشت. بین سال 1015 تا 1918 چند بار برای ملاقات و مذاکره با ابن سعود جهت ترغیب او به  فعالیت مجدانه و جنگ علیه عثمانی به ریاض رفت. در مورد تعدد زوجات با ابن سعود به مناقشه پرداخت.در کتابش نقل میکند که ابن سعود اظهار داشته که شخصا تا آن موقع صد زن گرفته و طلاق داده است. (ابن سعود، سیاست، جنگ.. ص114) هامیلتون که در منطقه به جز شرکت در سرکوبی و کشتار چندان موفق نبود، به انگلستان برگشت و در سال 1922 به نمایندگی مجلس عوام انتخاب شد که بعدتر با عنوان «لرد بلهاون» عضو مجلس اعیان شد.

سر رونالد استورز:

نویسنده مورخ و سیاستمدار انگلیسی فارغ التحصیل و شاگرد اول کمبریج در سال 1904 وارد خدمت وزارت دارایی مصر شد و سالها ماموریت های حساس در قاهره و بغداد داشت. در1914 سال برنامه ریزی برای انقلاب عربی علیه عثمانی او معرف لارنس عربستان به شریف مکه بود. از 1917 تا 1920 فرماندار نظامی اورشلیم از 1920 تا 1926 حکمران اورشلیم و یهودیه و از 1926 تا 1932 فرماندار کل قبرس سپس فرماندارکل رودزیای شمالی شد. در آخر عمر بیشتر به تالیف و تصنیف کتاب مشغول شد.

هاری سنت جان بریجر(جان فیلبی) معروف به شیخ عبدالله فیلبی:

پنجمین و به قول خودش چهارمین و شاید مهم ترین شخصیت از ماموران انگلیسی که در تشکیل دوره سوم (جدید) حکومت سعودی عربستان نقش مهمی داشت. هاری سنت-جان بریجر معروف به جان فیلبی است، وی با نام شیخ عبدالله فیلبی هم چنین شیخ عبدالله المهتدی نیز نامیده  میشود. عنوان شیخ با نام عبدالله توسط عبدالعزیز بن عبدالرحمان (ابن سعود) اولین پادشاه دوره سوم حکومت آل سعود به او داده شد. جالب است که او ، یک بار خطبه نماز جمعه  مکه را هم خوانده است!

جان فیلبی در گفتگویی با ناصرالدین نشاشیبی روزنامه نگار عرب درسال 1957 میگوید: "من نفر چهارم در همکاری با ابن سعود بودم اول کاپیتان شکسپیر بود که در نبردی میان آل سعود وآل رشید کشته شد. نفر دوم سر رونالد استورز بودکه چندی بیش نپایید او گرفتاربیماری سختی شد که مجبور به استعفا گشت. نفر سوم کلنل هامیلتون بود که نتوانست کاری از پیش ببرد و حکم عزل او صادر شد و من نفر چهارم بودم که موفق شدم." (در خاورمیانه چه گذشت، ناصرالدین نشاشیبی، ص140)

جان فیلبی در مدرسه نظامی وست مینستر و ترینیتی کالج  کمبریج، در رشته زبانهای شرقی تحصیل کرده بود. او به زبان‌های مختلف از جمله اردو، بلوچی، فارسی و عربی مسلط شد، جان فیلبی در سال 1907 به ارتش استعماری انگلستان در هند پیوست. او در اواخر سال 1915،  به منطقه خاورمیانه اعزام شد. سِر پرسی کاکس، افسر فرمانده نیروهایی بریتانیا درخلیج فارس و بین النهرین، جان فیلبی را به عنوان مدیر امور مالی اداره مستعمرات در بغداد منصوب کرد. دو ماموریت اساسی  آنها اول سازماندهی شورش اعراب در برابر حکومت عثمانی، دوم محافظت از میدان های نفتی بصره، که منبع نیروی دریایی سلطنتی وابسته بود. در عین حال تحت امر  وکنترل دپارتمان اطلاعات نظامی بریتانیا قرار داشت. درسال 1916 کمیسر مالی مناطق اشغالی بریتانیاشد. در سال1917 به عنوان مشاور ارشد  نزد عبدالعزیز بن عبدالرحمن معرف به ابن سعود فرستاده شد ماموریتی که تا مرگ عبدالعزیز در 1953 ادامه یافت.

در اواخر سال 1922، فیلبی برای شرکت درجلسات گسترده مشاوره با طرف های درگیر در مسئله فلسطین به لندن سفر کرد. شرکت کنندگان شامل وینستون چرچیل، شاه جورج، شاهزاده ولز، بارون روچیلد، ویکهام اسب و حییم وایزمن، رئیس جنبش صهیونیستی بودند. جان فیلبی به عنوان مشاور ابن سعود در این جلسات شرکت داشت.

سالها فیلبی به عنوان کاشف بیابانهای عربستان، شخصا سوار بر شتر از بسیاری از مناطق در مرز عربستان و یمن در ربع الخالی نقشه برداری کرد. جان فیلبی به واسطه موقعیت منحصر به فرد خود به عنوان نماینده و مشاور ارشد عبدالعزیز (ابن سعود) در ارتباط با دولت بریتانیا و سایر قدرت های غربی تبدیل شد. او . فیلبی در سال 1930به دین اسلام  گروید. او در جده اقامت گزید و شریک در یک شرکت تجاری بزرگ شد. فیلبی سال 1931 از شرکت چارلز.ر.کرین  برای تسهیل اکتشاف منابع نفت کشور سعودی  دعوت کرد.

در ماه مه سال 1932، استاندارد اویل کالیفرنیا (سوکال) به دنبال  تلاش برای به دست آوردن امتیاز نفت در عربستان سعودی، به جان فیلبی متوسل شد. سوکال در نهایت با پرداخت مبلغ هنگفتی به فیلبی به عنوان حق مشاوره، توانست موافقت فیلبی را برای به رسمیت شناختن حضورو رقابت بین شرکتهای خارجی باتوجیه منافع بهتربرای پادشاهی عربستان، بدست آورد.

 فیلبی  با دکتر جورج لیز، رئیس زمین شناسی  شرکت نفت ایران وانگلیس تماس گرفت و تمایل سوکال در  به دست آوردن امتیاز اکتشاف نفت در عربستان سعودی را به اطلاع  شرکای بین المللی آنها در شرکت نفت عراق  (IPC) رساند. در ماه مارس سال 1933، IPC یک نماینده برای پیوستن به مذاکرات با دولت عربستان سعودی  به جده فرستاد. آنها به واسطه زد وبند فیلبی نتیجه ای از این مذاکرات نگرفتند و جده را ترک کردند در نتیجه استاندارد اویل کالیفرنیا (سوکال) برای یک دوره 60 ساله امتیاز منحصر به فرد برای اکتشاف و استخراج نفت در منطقه احساء در امتداد خلیج فارس  را بدست آورد.

در سال 1936 شرکت های استاندارد اویل کالیفرنیا (سوکال) و تگزاکو شریک شدند و دارایی های خود را در شرکتی به نام «شرق سوئز» روی هم ریختند. شرکتی که بعد آرامکو  (شرکت نفت عربستان و آمریکا) شد. وزارت امور خارجه ایالات متحده آرامکو را به عنوان ثروتمندترین شرکت در تاریخ کره زمین معرفی کرد.

سنت جان فیلبی هم چنین وارد مبارزه انتخاباتی ماه ژوئیه سال 1939 حوزه پارلمانی هیث-کنت شد. او در موضع راست افراطی « حزب مردم بریتانیا (1939-1954) » با ایدئولوژی فاشیستی با گرایش پاسیفیستی و تسلیم طلبانه ضد اتحاد و شرکت در جنگ علیه آلمان نازی قرار داشت. این حزب تازه در همین سال توسط جان بکت رهبر فاشیست های بریتانیا تاسیس شده بود وبعد از جنگ هم منحل شد. «هیچ چیز هرچند مهم ارزش ریخته شدن خون انسان را ندارد.» از شعارهای تبلیغاتی این حزب بود. این حزب متمایل به فاشیسم در سال 1954 منحل شد.

جان فیلبی در شروع جنگ جهانی دوم مذاکرات محرمانه ای را با آلمان و اسپانیا آغاز کرد. بر اساس این مذاکرات بنابر بی طرفی عربستان سعودی، فروش نفت به  کشور غیر درگیر در جنگ یعنی اسپانیا، ممکن شد. که این نفت از آنجا به آلمان منتقل می شد.

بعضی از نویسندگان جان فیلبی را به خاطر خیانت به سیاست های رسمی بریتانیا و مقاومت در برابر ایجاد یک کشور یهودی، دادن اطلاعات طبقه بندی شده  بریتانیا به ابن سعود در زمان جنگ،  کمک به حفظ امتیازات شرکت های نفتی آمریکایی در عربستان سعودی، مشارکت های اقتصادی به نفع آلمان  نازی با کمک آلن دالس1 (رئیس اطلاعات نظامی امریکا در اروپا و مذاکره کننده با عوامل هیتلر و بعد از جنگ رئیس سازمان سیا شد.)، همکاری با دستگاه اطلاعات نازی برای خرابکاری تلاش برای ایجاد یک کشور یهودی، خائن میدانند.

"آخرین کتاب2 مشهور جان فیلبی «چهل سال در بیابان» انتقاد و تاسفی است بر اینکه عربستان  گذشته و تاریخ خود را فراموش کرده و به  دنیای تمدن وشهر نشینی فرو رفته است. نشاشیبی میپرسد چرا عبدالله فیلبی از تحول اوضاع عربستان بر آشفته و از اینکه این کشور درهای خود را به روی علم و تمدن گشوده است چنین خشمگین شده است و سعی میکند امواج تحول را بکوبد. چرا فیلبی بر گذشته اشک میافشاند؟ گذشته به معنای قدرت، سروری و نفوذ او بود. برگشت به زندگی چادر نشینی به معنای بازگشت به زندگی پر درآمد او بود. معنایش توجیه موقعیت او بود که دستور میداد و امر و نهی میکرد پادشاهان و مناصب را تعیین میکرد و میلیونها دلار به جیب میزد." ( نشاشیبی در خاورمیانه چه گذشت ص137) البته این موضع گیری میتواند ناشی از تفکر وهابی به غایت ساده و ارتجاعی او هم باشد. که نمونه های فراوان آن را در شیوخ و ملاهای وهابی دیده ایم. شیخ عبدالله فلیبی سالها بود که صادقانه به این نحله تفکر وهابی-سلفی پیوسته بود. او با این نوع موضع گیری ها هم وجدان معذبش را آرام و راضی میکرد و هم آبرو، اعتبار، منافع و ایمانش را حفظ میکرد.

 ناصرالدین نشاشیبی مینویسد: "جان فیلبی، نظامی که  از طریق جاسوسی وارد سیاست شد و از سیاستمداری وارد تجارت گشت و تاجری بود که احتکار، رشوه خواری، واسطه گی و دلالی کمپانی های نفتی، به میلیون ها دلار ثروت رسید. در باره اش تاریخ با همان قساوتی قضاوت میکند که در تشییع جنازه اش ثبت کرد. روز اول اکتبر 1960 عبداله فیلبی دربیمارستان آمریکایی بیروت درگذشت. جنازه او با شرکت پسر و همسرش و چهار حمال روانه آرامگاه ابدی اش شد." (نشاشیبی، در خاور میانه چه گذشت، ص147)

------------------------------------------------------------

1-آلن دالس رئیس اطلاعات نظامی امریکا در زمان جنگ جهانی دوم مستقر در اروپا همچنین مذاکره کننده با عوامل هیتلر-قبل از سقوط هیتلر برای نجات فاشیسم - در تشکیل و تایید دولت دریاسالار دونتس بود. او بعد از جنگ رئیس سازمان سیا شد. شاهکار دیگر او طراحی و اجرای کودتای 28مرداد 1332 علیه حکومت دکتر محمد مصدق بود.

2-جان فیلبی کتاب های زیادی  در ارتباط با تاریخ، فرهنگ، آیین وهابیت و منابع نفتی وسرزمین عربستان تالیف کرده است. 

  • The heart of Arabia; a record of travel & exploration. (London: Constable) 1922.
  • Arabia of the Wahhabis. (London: Constable) 1928.
  • Arabia. (London: Ernest Benn) 1930.
  • The empty quarter: being a description of the great south desert of Arabia known as Rub 'al Khali (London: Constable & Company Ltd) 1933
  • Harun al Rashid (London: P. Davies) 1933.
  • Routes in south-west Arabia [map]: From surveys made in 1936 (Methuen & Co Ltd) 1936.
  • Sheba's daughters; being a record of travel in Southern Arabia (London: Methuen & Co Ltd) 1939.
  • A Pilgrim in Arabia (London: The Golden Cockerel Press), [1943].
  • The Background of Islam: being a sketch of Arabian history in pre-Islamic times (Alexandria: Whitehead Morris) 1947.
  • Arabian Days, an autobiography (London: R. Hale) 1948.
  • Arabian Highlands (Ithaca, N.Y.: Cornell University Press) 1952.
  • Arabian Jubilee (London: Hale) [1952]
  • Sa′udi Arabia (London: Benn) 1955, New impression: Librairie du Liban, Beirut 1968
  • The Land of Midian. (London: Ernest Bean Limited) 1957.
  • Forty Years in the Wilderness (London: R. Hale) c1957.
  • Arabian Oil Ventures (Washington: Middle East Institute) 1964.

 

منابع:

در خاورمیانه چه گذشت: ناصرالدین نشاشیبی، مجله نگین 1351 و انتشارات طوس 1357 ترجمه محمد حسین روحانی

تاریخ معاصر کشور های عربی،جلد اول: د. ر. فوبلیکوف (سر ویراستار) و دیگران، آکادمی علوم اتحاد جماهیر شوروی، ترجمه: محمد حسین روحانی

 

+ نوشته شده در  جمعه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت ۷ ق.ظ  توسط محمدعلی رجایی بروجنی  |