در فلسفه و فرهنگ

محمدعلی رجایی بروجنی

هر نوع عقب نشینی، کوتاه آمدن در مقابل زیاده خواهی های اسرائیل توافق با یک رژیم فاشیستی است!

هر نوع عقب نشینی، کوتاه آمدن در مقابل زیاده خواهی های اسرائیل یا توافق با یک رژیم فاشیستی در به کرسی نشاندن خواستهای برتری طلبانه حاکم بر مناطق اشغال شده فلسطین/اسرائیل، دقیقا مانند عقب نشینی هایی و زد و بندهای محرمانه آمریکا، بریتانیا و فرانسه در پیمان مونیخ با هیتلر است که موجب دلگرمی و تشویق او در حمله به شرق و شوروی شد. همچنین و البته متاسفانه در طرف دیگر، استالین نخست وزیر اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی با سیاست چپ روانه و سکتاریستی عدم همکاری با سوسیال دموکراتها در آلمان موجب پیروزی حزب ناسیونال سوسیالیست (نازی) آلمان در انتخابات 1933 شد. پس از این پیروزی در مرحله شروع جنگ جهانی دوم نیز با امضای پیمان عدم تجاوز به امید دفع خطر فاشیسم با خوش خیالی به تدارک و تجهیز لازم و به موقع برای مقابله با تهاجم این رژیم فاشیستی اقدام نکرد، در پی این پیمان و الحاقیه های آن، هیتلر حتی تایید و تشویق به حمله به لهستان شد و شد آنچه نباید میشد. امروزه ناتانیاهو نخست وزیر دولت تروریستی و فاشیست اسرائیل دقیقا همان موش و گربه بازی های دیپلماتیک و بده بستان های فاشیستی هیتلر را دنبال میکند و پشت واقعه نسل کشی یهودیان توسط هیتلر یا هولوکاست سنگر گرفته است و مظلوم نمایی میکند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۷ساعت ۸ ق.ظ  توسط محمدعلی رجایی بروجنی  | 

رشد محافظه کاری افراطی و گرایش به فاشیسم در انگلستان(1)

در انگلستان با وجود سنت قوی لیبرالیسم سیاسی، فلسفی و اقتصادی، امکان رشد  نهاد‌ها و ارزشهای فاشیستی در دوره اوجگیری فاشیسم در بعضی کشورهای اروپایی نبود. لیبرالیسم سیاسی و فلسفی دستاورد دو انقلاب بورژوایی 1642-1649 و انقلاب شکوهمند سال 1688 انگلستان و پیروزی مردم  در نبردهای گوناگون میان پادشاه و اشراف بریتانیا و کلیسای کاتولیک و انگلیکن متحد استراتژیک آنها از یک طرف و مردم و پارلمان بریتانیا به رهبری بورژوازی لیبرال از طرف دیگر بود. این پیروزی و برتری برای همیشه توازن قوا را به نفع سیستم پارلمانی و روش انتخابات مستقیم و برتری مجلس عوام برسیاست و ساختار حکومت و دولت بریتانیا تغییر داد. در پی این انقلاب‌ها حق و برتری پارلمان به نمایندگی مردم برای همیشه تامین شد، سلطنت تشریفاتی ماند و کلیسا از حکومت جدا و محدود به امور دینی و تعلیمات روحانی مردم شد. لیبرالیسم کلاسیک نماینده نیروهای بورژوازی و شهرنشینان مترقی و در مخالفت پیگیر با نظریات قرون وسطایی در فلسفه و سیاست بود. در این نبرد اشراف زمیندار به رهبری خانواده سلطنتی و کلیسا مخالفان تغییرات و پیشرفت و عدم اعتماد و تکیه بر مردم و نمایندگان آنها بودند. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه ۱ خرداد ۱۳۹۷ساعت ۷ ق.ظ  توسط محمدعلی رجایی بروجنی  |