تاثیر تفکر فلسفی اروپا بویژه ایدآلیسم آلمانی بر تحولات فرهنگی و نفد ادبی روسیه (قسمت اول)
زمینه تاریخی ورود فلسفه اروپایی به روسیه
روسیه در قرن شانزدهم و هفدهم میلادی در مقایسه با کشورهای اروپایی کشوری عقب مانده بود. روسیه شامل تعداد زیادی امیرنشین های کوچک و سرزمینهایی که تحت سلطه و کنترل اشراف و امیران فئودال «بویار» ها بود. پس از اتحاد امیرنشین ها و ایجاد دولت متحد روسیه، قدرت این اشراف یا امیران فئودال محدودتر شد هر چند در زمین و ملک خود یک تزار واقعی بودند ولی در عوض موقعیت زمینداران جدید یا خدمتگزاران تزار (واسالهایی که از تزار به ازای خدماتشان زمین دریافت کرده بودند، زمینی که به ارث منتقل نمیشد.) روز به روز بهتر میشد. اشراف فئودال یا «بویار» ها برای بدست آوردن حکومت و قدرت بیشتر با تزار مبارزه میکردند و تزارها هم بیش از پیش به قدرت خدمتگزاران زمین دار خود یا به اصطلاح "نجیب زادگان" متکی میشدند.
اوج حذف و سرکوبی «بویار» ها در سلطنت ایوان چهارم معروف به ایوان مخوف بود. ایوان مخوف برای اجرای این برنامه و تحکیم قدرت مطلقه خود، مجموعه قوانینی بسیار سخت گیرانه به نام «اوپریچنینا» با کارگزارانی تام الاختیار و فعال مایشاء به رهبری دولتمردان خونخواری به نام سیمون بکبولاتوویج و مالیوتا اسکراتف که با بی رحمی تمام به اجرا گذاشته میشد. بعدها در فرهنگ سیاسی روسیه کلمه «اوپریچنینا» و «اوپریچنیک» به مفهوم و معادل -اختیار بی حد و حصر سگهای وفادار حکومت استبدادی- شد. حرص و آز این «اوپریچنیک» های وفادار ایوان مخوف و حد و مرزی نمیشناخت. این جنایتکاران «اوپریچنیک» یک جمجمه سگ و یک جارو به زین اسب خود می بستند تا نشان دهند، مانند سگ دشمنان تزار را میدرند و کلک آنها را خواهند کند. آنها دارایی های بویارها، گاو و گوسفندان دهقانان را تصرف میکردند و اگر دهقانان در مقابل آنها مقاومت میکردند، کشته میشدند.
ادامه مطلب